نظراتي در خصوص اهداف دانشگاه امام صادق(ع) و علوم انسانی اسلامی[1]
انواع علوم
هدف ما تعلیم و تربیت بر اساس جهان بینی اسلامی وحیانی است ولی این بدان معنا نیست که ما تجارب بشری را نادیده میگیریم، تجربه در جای خود محترم است به شرط آنکه میان تجربهی صرف و علوم نهادی امتیاز قائل شویم. در آغاز تأسیس دانشگاه، بعضی از دوستان میگفتند علم و دین از هم جداست؛ اگر علم متداول میخواهید، دانشگاه هست و اگر علوم حوزوی میخواهید حوزهها هستند. لكن باید گفت برخی از علوم، علم محض هستند و اسلامی و غیر اسلامی ندارند؛ مانند علم فیزیک که غربی و شرقی و اسلامی ندارد. ولی برخی از علوم مبتنی بر جهان بینی خاص و اراده و سیاست ویژه و منافع ملی و دینی خاص، و متأثر از آن است. یعنی در منطقه خاص و کشور مخصوص و فرهنگ و دین خاص شکل گرفته است و سوابق سیاسی، فرهنگی، دینی، جغرافیایی و حتی تاریخی در آن اثر گذاشته است و با این تأثیر و تأثر شکل گرفته است و شاکله آن شاكلهی طبیعی و تجربی صرف و علمی نیست که در تمام ادوار و زمان و امکنه واقعیتی ثابت داشته باشد. اینگونه علوم به اصطلاح امروز علومی نهادگرا نامیده میشوند و این علوم تجربی صرف نیستند، مانند اقتصاد که در کشورهای مختلف، روش و اصول متمایزی دارد. علوم انسانی معمولاً از این قبیلاند، علوم دینی یا شبه دینی که بعضاً از مقدمات آموزش علوم دینی است، مانند ادبیات، علم اصول، علم کلام و امثال آن با توجه به ساختار دینی، در زمره علوم ارزشی محسوب میشوند و در مصادیق و کیفیت اجرا، جنبهی تلفیقی و میان رشتهای پیدا میکند.
ارزش هر علم به هدف و محمول آن است.
از این رو این سؤال مطرح است که ارزش هر علمی به چیست؟ بزرگان علم گفتهاند که ارزش هر علم، به موضوع یا هدف و محمول آن است. یعنی درباره چه چیزی بحث میکند و نتیجهاش چه میشود و چه چیزهایی با آن علم سر و کار دارند. به عقیده حقیر، ارزش هر علم به فضای تعلیم و تعلم نیز بستگی دارد. خیلی مهم است که استاد کیست و محیط چگونه است. در حوزههای علمیه مثلاً در مدرسه فیضیه، در و دیوار از معنویت حکایت دارد. در آنجا فضای نورانیت حاکم است. نفس معلم در آموزش و پرورش بسیار مهم است. در این دانشگاه علاوه بر مسائل علمی و تجربی، مسائل معنوی و دینی هم مطرح است و دروسمان، دروس تلفیقی است و در مورد اساتید نیز، تنها کسانی با ما همکاری میکنند و میتوانند همکاری کنند که این تلفیق را پذیرفته باشند.
اگر کسی واقعاً مسائل معنوی و مسائل آسمانی و علوم میان رشتهای را نپذیرد، نمیتواند استاد دانشگاه امام صادقعلیهالسلام باشد. ما علوم انسانی را علوم تجربی صرف نمیدانیم که علم را در یک سو و جهان بینی الهی را در سوی دیگر قرار دهیم. جهان بینی دینی، فلسفه آفرینش و جهان شمول است و از نهاد خلقت و فطرت بشر نشأت میگیرد. اینها در زندگانی عادی و زندگانی علمی با هم آمیخته است و ادغام و ارتباط میان علم و دین، ارتباطی ارگانیک است نه مکانیک. البته درک این و بیان آن مشکل است، هم ریاضت علمی میخواهد و هم ریاضت عملی و قرآن میفرماید: «ولكن أكثر الناس لا يعلمون»[2]؛ یعنی علم ندارند و از آن غافلند. امیدوارم با درک معارف دینی و معلومات حوزوی و دانشگاهی، دانشجویان این دانشگاه مظهر وحدت حوزه و دانشگاه و حلقه ارتباطی میان این دو پایگاه باشند و با تجهیز علم و عمل، مبلغان شایسته و مجریان خوبی برای اسلام و انقلاب به داخل و خارج کشور شناخته شوند.
——–
[1] مجله پیام صادق، شماره 113، دی 1395، ص 3
[2] سوره مبارکه روم، آیه6
