سخنراني در جشنواره سامان پژوهش[1]
 
راه‌های فهم علم دین
 قال رسول اللهصلى الله علیه و آله و سلم: «العلم علمان: علم الأديان و علم الأبدان»
علم دین را از دو طریق می‌توان فهمید: نقل (وحی) و عقل. عقل مستقلا و یا با کمک وحی می‌تواند معارف الهی و تکالیف شرعی را درک کند. که فرموده‌اند «إن لله على الناس حجّتین حجه ظاهره و حجه باطنه»[2].
بنابراین نباید عقل را در برابر دین قرار داد. عقل طریقی است به سوی دین؛ چنان که دین را به وسیله بیان رسول و کتاب الهی می‌توان فهمید، از طریق عقل نیز می‌توان دریافت کرد. در مستقلات عقلیه به طور استقلال، می‌توان دین و شریعت را درک کرد و در این‌گونه موارد اگر چیزی از طریق وحی و نقل آمده باشد، علماء آن را حمل به ارشاد می‌کنند (اوامر ارشادیه از این‌گونه اند). اگر معقولات از مستقلات نباشد، به ضمیمه وحی می‌توان حکم را استنباط نمود که عقل و وحی هر دو مبین شریعت خواهند بود و چون شریعت اسلام، شریعتی آسمانی و مبتنی بر مبانی و اصولی است که حاکی از جهان بینی الهی مخصوص به خود می‌باشد، در این راستا آموزه‌هایی از سوی شریعت مقدسه توسط وحی و بیان پیامبر، تصریحاً یا تلویحاً آمده است که ما را به جهان بینی و نوع نگرش اسلام به جهان و انسان و جامعه انسانی و روابط میان افراد و جوامع و ملت‌ها آشنا می‌کند و احیاناً مطالبی جامعه‌شناسانه در معارف دینی به خصوص در قرآن مجید مشاهده می‌شود و در مواردی به روان انسان و بازتاب‌های پیچیده روانی اشاره دارد و در مسائل مربوط به روح و روان انسان و خلقیات وی و تأثیر و تأثر انسان از محیط، نکات جالبی را بیان می‌کند و حتی در مواردی به مبانی نظری مسائل اخلاقی (فلسفه اخلاق) می‌پردازد که برای دانشمندان و محققان ذی ربط اعجاب انگیز می‌باشد.
این‌گونه اشارات و تصریحات به مبانی نظری و فکری و نوع نگرش دین به واقعیات هستی و مبتنی نمودن شریعت بر این مبانی و مبادی و نگرش‌ها، دلیل بر عمق و دقت مسائل وحیانی و الهی است و به عبارت دیگر به ما می‌فهماند که احکام و معارف دینی تنها امور تعبدی و الزامی و اختراعی نیست ،چنانکه اشاعره این‌گونه فکر می‌کردند.
با همه این‌ها من فکر می‌کنم شارع مقدس چه بسا در تبیین این‌گونه امور به رمز و رموز و اشاره و کنایه بسنده کرده و با ارائه سر نخ‌ها و ترسیم خطوط کلی، مسلمانان را به تفکر و اندیشه واداشته و حالت پویائی را نسبت به اصول و مبانی محفوظ نگه داشته است که مسلمانان راه‌ها را خاتمه یافته نیندیشند و دست از کنکاش و تحقیق برندارند و همواره با نوآوری، جان تازه‌ای به محیط علمی و مذهبی ببخشند. چنان که در مسائل فقهی در بسیاری از موارد به اصول کلی بسنده کرده و تفریع فروع را به اهل نظر واگذارده است تا در تحولات اجتماعی و انسانی و تجدد موضوعات و پیدایش موضوعات جديده، بتوانند احکام شریعت را از اصول بازیابند و چنان که تفصيل و تفریق تمام فروع و جزئیات در روبناها عادتاً غیرممکن است، در مبانی و مبادی نیز مطلب همین گونه است و همان‌گونه که در مبانی و مبادی، اصول ثابت و لايتغیری داریم در احکام شرعیه و فرعیه نیز با اصول ثابت رو به رو هستیم.
دین راه تحقیق را مسدود نکرده است.
در اینجا ذکر این نکته لازم است که دین راه تحقیق و پویایی را در زمینه‌ی علوم انسانی یعنی علومی که در آن به نحوی پای انسان در میان است و اختیار و انتخاب انسان‌ها در آن نقش دارد، مسدود نکرده است، بلکه با اشارات و احیاناً با سکوت و عدم اظهار نظر صریح و به تحقیق از سوی خود مردم، راه را برای تحقیق باز گذارده و خلاصه زمینه تلاش و کوشش را در تجارت علمی فراهم آورده است. چنانکه در تنظیم امور زندگی اجتماعی و فردی و کیفیت برنامه‌ریزی (روش‌ها) به تناسب اوضاع و احوال و تکامل را مسدود نکرده است و این هر دو از کرامات شریعت مقدسه است.
با تمام این‌ها به حفظ اصول ثابت و ارزش‌ها و ارتباط معنوی انسان با عالم غیب اهتمام شدید مبذول داشته و پویائی و آزادی تفکر را به قیمت نادیده گرفتن اصول و ارزش‌ها روا ندانسته است. بنابراین توجه به متغیرات تا جایی مورد قبول است که به اصول صدمه نزند و در مواردی که تغیر اوضاع و احوال و تجارب بدوی برخلاف اصول نشانه رود، باید دانست که این برداشت‌ها از نظر شرع نادرست و مردود است و ممکن است آن را به عنوان واقعیتی گذرا ملحوظ کرد اما واقعیتی است که با حقیقت انطباق نداشته و باید در رفع آن کوشش بایسته و شایسته انجام گیرد و این خود نکته‌ی ظریف و دقیقی است که به امعان نظر نیازمند است. این نکته، نقطه‌ی تفکیک میان مکتب شریعت ثابت و مکتب قبض و بسط است و به عبارت دیگر نقطه تفکیک میان شریعت پویا و مدرنیسم است.
از باب مثال اگر در اثر نارضایتی مردم از حکومت، انقلابی رخ دهد یا بر اثر حوادث ناگهانی از قبیل زلزله و جنگ، مشکلاتی برای شهروندان پیش آید و مطالبات آن‌ها را بیش از امکانات موجود پیش برد، فرآیند موجود واقعیتی غیر قابل انکار است ولی مسئولان امر باید با درایت و مدارا و احتیاط و توجیه معقول، خواست مردم را در جایگاه صحیح قرار دهند و مطالبات بی مورد را با امکانات، تطبيق و توجیه و مردم را با حقیقت آشنا کنند. یکی از حقایق ثابت و یکی از ارزش‌های پایدار، خصلت قناعت است. آری مطالبات و خواست مردم بی‌اندازه و زیاده طلبی‌ها حد و مرزی ندارد و از واقعیت برخوردار است، لكن باید دانست که هر واقعیتی پاسخ مثبت ندارد و باید تعدیل شود. این جاست که اصول شریعت و ارزش‌های پایدار به میدان می‌آیند و واقعیت‌ها را توجیه و تعدیل می‌کنند. پس شریعت همواره با متغیرهای موجود منطبق نمی‌شود، بلکه متغیرها را تعدیل و تحویل می‌کند. قرآن کریم محبت به مال و منال و زر و زیور و زن و فرزند را به عنوان واقعیت می‌پذیرد که «زين للناس حب الشهوات من النساء و البنين و القناطير المقنطره من الذهب و الفضه و الخيل المسومه و الأنعام و الحرث ذلک متاع الحیاه الدنيا و الله عنده حسن المآب»[3] ولی در ذیل همین آیه می‌فرماید: «قل أؤنبئكم بخير من ذلكم للذین اتقوا عند ربهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها و أزواج مطهره و رضوان من الله و الله بصير بالعباد. الذين يقولون ربنا آمنا فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار الصابرین و الصابرات و القانتین و القانتات»[4] و نیز می‌فرماید: «هل أدلكم على تجاره تنجيكم من عذاب ألیم تؤمنون بالله و رسوله»[5].
از باب مثال، بانکداری در دنیا بر ساختاری ربوی بنا نهاده شده است که ضرورت وجود آن در روابط اقتصادی در خارج و داخل غیر قابل انکار است ولی جای این سؤال همواره باقی است که این واقعیت دلیل بر آن نیست که ما در برابر ربا سر تسلیم فرود آوریم و بانکداری را با همان ساختار وارداتی بپذیریم. اقتصاددانان و کارشناسان اقتصادی ما با همراهی و همفکری با فقها و کارشناسان دینی می‌توانند راهکاری بیابند که با حفظ اصول، بانک را حفظ کنند.
ما معتقدیم قواعد و قوانین اقتصادی وارداتی، وحی منزل نیست که تغییرناپذیر باشد. اقتصاد، علمی انسانی و مبتنی بر روابط اقتصادی و اجتماعی است که خود ساخته انسان و اختیار و انتخاب وی می‌باشد. ما می‌دانیم که اقتصاد و سیاست و مدیریت و امثال آن از علوم انسانی و در ردیف علوم تجربی به شمار آمده است، اما این علوم صددرصد تجربی و غیر قابل تحول نمی‌باشد. دلیل آن این همه اختلاف در میان علما و اقتصاددانان است که در مسئله واحد راهکارهای گوناگون ارائه می‌دهند و بسیاری از این راهکارها مبتنی بر این است که در روابط و زیربناها می‌توان تجدید نظر و تحول ایجاد کرد. پس ما باید از خود کم بینی پرهیز کرده، به خلاقیت و ابتکارات خدادادی روی آوریم.
 
[1] مجله پیام صادق، شماره 57-56، بهمن 1383-اردیبهشت 1384، صص 47-46
[2] الكافي، جلد1، صفحه16
[3] سوره مبارکه آل عمران، آیه14
[4] سوره مبارکه آل عمران، آیه15
[5] سوره مبارکه صف، آیه 10و11
دانلود