رسالت استادان و دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)[1]
حضرت آیت‌الله مهدوی کنی رئیس محترم دانشگاه امام صادقعلیه السلام در حضور جمعی از استادان و مدیران قسمت‌های مختلف دانشگاه در تاریخ 16/1/74 به مناسبت افتتاح مرکز اسناد در رابطه با اهداف دانشگاه و رسالت استادان و دانشجویان در این مرکز علمی، سخنان مهمی ایراد فرمودند که خلاصه آن به شرح زیر است:
 
بسم‌الله الرحمن الرحيم وصلى الله على سيدنا و مولینا أبی القاسم محمد و على آله المعصومین و لاسيما على بقیه‌الله حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشريف. قال الله تعالى: «يرفع الله الذين آمنوا منكم و الذين أوتوا العلم درجات»[2]
دانشگاه امام صادقعلیه‌السلام تلفیقی از حوزه و دانشگاه
پس از عرض خیر مقدم به حضار محترم، اولین نکته‌ای که لازم می‌دانم خدمت آقایان مطرح کنم راجع به تاریخچه تأسیس دانشگاه می‌باشد. تاریخ اسلام و ایران بیانگر این امر است که در مدارس علوم دینی و مراکز علمی تنها دروس دینی محض تدريس نمی‌شده بلکه رابطه بین علوم دینی و علوم غير آن، تنگاتنگ بوده است و این دو در کنار هم بسط و گسترش می‌یافتند ولی متأسفانه بنا بر عواملی در سده‌های اخیر بین دانشگاه و حوزه جدایی افتاده و این جدایی به حدی رسید که اینان یکدیگر را طرد کرده و طرف دیگر را قبول نداشتند. بدون شک این جدایی خواست دشمنان دین بوده ولی ما نباید آن را بپذیریم. لذا فکر ایجاد دانشگاه اسلامی برای تدریس علوم مختلف در قبل از انقلاب مطرح شد تا هم طلاب با علوم روز آشنا شوند و هم دانشجویان با علوم اسلامی، و با این هدف چنین مؤسسه‌ای تشکیل شد و اینک پس از گذشتن سیزده سال بحمدالله موفق شده‌ایم بسیاری از مشکلات را پشت سر گذاشته و تجربه بیشتری کسب کنیم.
ما اصولی را که بر پايه‌ی آن‌ها دانشگاه امام صادقعلیه السلام را بنیان نهاده ایم، هیچ‌گاه فراموش نکرده و دست از آن بر نمی‌داریم. بنابراین می‌خواهیم طلبه‌ای داشته باشیم که فرضاً، هم علوم سیاسی بخواند و هم فقه، چراکه اسلام دینی است که در مسائل سیاسی نظر دارد و فقط دینی نیست که به تعبیر امروزی‌ها با وجدانيات و عبادیات سروکار داشته باشد ولی حتی اگر فرض را هم بر جدایی مسائل سیاسی از مسائل دینی بگذاریم، من در اینجا اصل را طلبگی می‌دانم چرا که ما اصلاً می‌خواهیم طلبه‌ای داشته باشیم که از علوم روز برخوردار باشد. چه اشکالی دارد؟ مگر سابق این‌طور نبوده است؟ مگر ابوعلی سینا و خواجه نصير طلبه نبوده‌اند؟
ممکن است شما استاد معارف اسلامی به‌ معنای خاص نباشید اما در کلاس طوری برخورد کنید که دانشجو در رشته‌ی تحصیلی‌اش تشویق به خوب خواندن همه دروسش شود نه اینکه نسبت به مسائل دینی‌اش روزبه‌روز ضعیف‌تر شود. این هدف ما بوده و اکنون نیز رویش ایستاده و بر آن مصريم. اما باید در تقویت ترکيب بين معارف اسلامی و معارف دانشگاهی بکوشیم و در هر دو جهت دانشجویان ما خوب کار کنند. این‌گونه نباشد که حتی یک قسمت بر قسمت دیگر تفوّق پیدا کند. در این راستا تقاضای بنده از استادان محترم این است که برای تفاهم بیشتر باهم ارتباط تنگاتنگی داشته باشند؛ زیرا اگر دانشجو احساس کند که بین استادان رشته‌های مختلف سؤ تفاهماتی وجود دارد، به‌طوری که فکر و یا معلومات دیگری را قبول ندارند، متحیر می‌ماند و نمی‌داند اصلاً چه کار کند.
اهمیت ارتقای کیفی دانشگاه و دانشجویان
ارتقای کیفی دانشگاه و دانشجویان برای ما بسیار مهم است هرچند در صورت فراهم شدن امکانات افزون‌تر به‌سوی ارتقای کمی هم پیش خواهیم رفت. ما می‌خواهیم اینجا یک مرکز تحقيق باشد نه مکتب‌خانه یا مدرک خانه! و لذا دنبال جمعیت زیاد نیستیم. پس باید به دنبال این باشیم که دانشجو خوب درس بخواند و باید راهی برای بالا بردن انگیزه دانشجویان و وادار کردن آن‌ها به بهتر درس خواندن پیدا کنیم. هیچ‌وقت انتظار نداریم که استادی به‌عنوان اظهار محبت و با التماس و اصرار دانشجو نمره‌ای به او بدهد. بنده نظرم این است که دانشجو باید درس بخواند و نمره بگیرد ولی اگر درس نخوانده، نیم نمره هم نباید به او ارفاق کرد برای اینکه این یک نقطه‌ی انحراف است. از این‌رو تقاضای من از استادان محترم این است که واقعاً به جنبه کیفی درس دانشجو اهمیت بیش از پیش داده شود و هیچ شفقتی در این جهت نداشته باشند. بنده در اینجا سختگیری را می‌پسندم.
تربیت دانشجوی عالم و متعهد
ما در اینجا علاوه بر درس و آموزش، پرورش و تربیت را هم یکی از اصول خود می‌دانیم. ما اینجا دانشجویی متدین و متعهد می‌خواهیم پرورش دهیم نه اینکه فقط درس خوانده و ملا باشد. انقلاب برای ما اصل است، ما برای انقلاب سیلی خورده‌ایم و دلمان می‌خواهد دانشجویی که سر کلاس بنده یا جنابعالی شرکت می‌کند روح دینی‌اش تقویت شود، روح انقلابيش تقویت شود و به‌طور مسلم شما می‌توانید بر او اثر خوبی داشته باشید؛ هم در جهت مثبت و هم در جهت منفی و إلّا اگر احساس کنیم که دانشجویی واقعاً خوب درس می‌خواند ولی تعهّدی ندارد، این دانشجو را نمی‌خواهیم. انتخاب اسم امام صادقعلیه السلام برای دانشگاه، خود اسمی الهام بخش است و آرزویمان این است که دانشجویانمان متعهد به مسائل دینیشان باشند. واقعاً هر جا که می‌روند هم از نظر علمی و هم از نظر اخلاقی و دینی برای دیگران الگو باشند.
ما به آینده دانشجویانمان سخت امید بسته‌ایم، همان‌گونه که به آینده این انقلاب اسلامی و کشور امید داریم. آرزو دارم با همت شما و همکاران از هیئت‌امنا گرفته تا هیئت مديره و استادان محترم، این دانشگاه به‌صورت یک مرکز علمی معتبر و بسیار حساس و محترمی در جامعه اسلامی درآید. با این آرزو نمی‌دانم چقدر همتم بلند است ولی فکر می‌کنم همت بلندی دارم و امیدوارم با این همت بلند، این دانشگاه در سراسر جهان اسلام، در مرحله اول، و در سراسر دنیا، در مرحله بعد، به‌عنوان یک مرکز علمی و دینی شناخته شود و ما بتوانیم از اینجا معلم و مربی و مبلّغ و استاد به همه جا صادر کنیم.
ما دنبال این هستیم که یک عده مبلّغ دینی و استاد و ملا تربیت کنیم نه اینکه چند مدرک لیسانس و فوق لیسانس و دکتری تحویل دهیم تا به بازار رفته و کاری پیدا کرده و کاسب شوند. ما در این دانشگاه می‌خواهیم همه شاگردانمان مبلغ دینی باشند. مبلغ هم معنایش این نیست که از حوزه علميه قم بیاید و شاید حوزه‌ی علميه‌ی قم هم به تنهایی نمی‌تواند پاسخگوی خواسته‌های جامعه‌ی اسلامی باشد و لذا آن‌ها نیز اکنون دارند در حوزه تحول ایجاد می‌کنند.
  بنابراین استادان محترم! شاگردانتان باید مبلّغ باشند و تقاضا دارم شاگردانتان را این‌طور تربیت کنید. شما باید خود مبلّغ باشید و افتخار کنید، در هر جا که هستید، یک مبلّغ دینی هستید. من ارادتمند همه شما هستم و هیچ ادعایی هم در این مملکت ندارم و امیدواریم با کمک و همکاری شما برادران و استادان و خدمتگزاران، دانشگاه امام صادق علیه السلام روزبه‌روز مسیر رشد و ترقی و تعالی را بپیماید.
والسلام‌علیکم و رحمت الله و بركاته .
 
[1] مجله پیام صادق، شماره 1، مرداد 1374، صص 5-6
[2] سوره مبارکه مجادله، آیه11
دانلود