حركت اسلامي، لازمه رسیدن به دولت کریمه[1]
بسم‌الله الرحمن الرحيم. اللهم إنّا نرغب إليك في دوله كريمه تُعزُّ بها الإسلام و أهله وتُذِلُّ بها النفاق و أهله و تجعلُنا فيها من الدُعاهِ إلى طاعتك و القاده إلى سبيلك و ترزقنا بها كرامه الدنيا و الآخره.[2]
امشب که اینجا نشسته بودم یادم آمد که در یک شب ماه رمضان، شب ۲۳ ماه رمضان در سال ۵۳، در مسجد جلیلی این دعا را می‌خواندیم؛ آن وقت امامرحمه‌الله علیه در عراق تبعید بودند. آن شب جمعیت زیادی بودند از دوستانی که شاید اختلافات سلیقه‌ای در مسائل داشتند ولی همه در آن مجلس حضور داشتند. مرحوم آیت‌الله طالقانی و دوستانشان هم در آن مجلس بودند؛ بنده همین دعا را خواندم که خدایا ما آرزو داریم که یک دولت کریمه‌ای تشکیل بشود. ما در آن دولت عزت داشته باشیم، مسلمانان عزیز باشند، اهل نفاق ذلیل بشوند، ما در دنیا کرامت داشته باشیم، در آخرت هم کرامت داشته باشیم. هم در دنیا بزرگوار باشیم و عزیز باشیم، هم در آخرت عزیز باشیم و زندگانی کریمانه داشته باشیم. ما مسلمان‌ها ذلیل نباشیم، دیگران برای ما سرنوشت ساز نباشند، رهبر ما در تبعید نباشد و ما بتوانیم در سایه رهبری صحیح به این کرامات برسیم.
البته مصداق اصلی این دعا حضرت ولی عصر بقیه الله الاعظمعلیه السلام است. ما می‌دانیم که این ظهور و این بروز حکومت الهی دفعی نیست که یک روز، یک دفعه این حکومت پیدا بشود. قهراً برای رسیدن به آن دولت کریمه‌ای که همه‌ی مسلمان‌ها عزیز بشوند و کفار و منافقینی که با انسانیت مخالف‌اند، ذلیل بشوند، مقدماتی لازم دارد و یکی از مقدماتش، همین حرکت اسلامی‌ای بود که شروع شد. البته در آن شب من تبعید شدم. یعنی از مسجد به منزل نرفتم. دعای ما مستجاب شد. بعد از آن هم به زندان محکوم شدیم ولی ما در آن دوران، با تمام این حوادثی که رو به رو بودیم، آرزومند یک چنین روزی بودیم که ما دور هم جمع بشویم؛ مؤمنین با رفاقت و اخوت و صفا و صمیمیت بنشینیم و برای سرنوشت دنیا و آخرتمان برنامه بریزیم؛ مقدمات تهیه کنیم؛ فرزندانمان را تربیت کنیم، افرادی را برای اداره کشور تربیت کنیم؛ این برنامه‌ها را ما در زندان داشتیم و با دوستان می‌گفتیم. در همان سال هایی که من در زندان بودم، برای اداره کشور به خصوص درباره مسائل اقتصادی بحث‌ها داشتیم؛ با این که کسی باور نمی‌کرد که آن حکومت، با آن فشار و با آن زور و با آن اختناق و تبلیغاتی که داشتند، برود و یک حکومت اسلامی تشکیل بشود، چند سالی طول نکشید که چنین کاری واقع شد. این جا که شما نشسته‌اید دانشگاهی بود به نام «مركز مطالعات مدیریت» وابسته به دانشگاه هاروارد آمریکا. اگر ما از اینجا عبور می‌کردیم جرأت نداشتیم نگاه کنیم که در این دانشگاه چه کسی هست. همین جا که بنده نشسته‌ام دیگران می‌آمدند؛ عکس‌های آن‌ها هم موجود است. موضوع شروع سال تحصیلی هم بحث درباره خاندان كذا و كذا بود؛ باور نمی‌کردیم یک روز بعد از انقلاب بگویند آقا یک محلی هست که به درد دانشگاه امام صادقعلیه‌السلام می‌خورد.
ما مخالف تجربه‌ی بشری نیستیم.
روزی که ما آمدیم گفتیم می‌خواهیم یک دانشگاه تأسیس بکنیم. بعضی‌ها خیال می‌کردند که ما می‌خواهیم همین علوم روز را درس بدهیم؛ علوم دانشگاهی‌ای که مرسوم هست و بعد هم یک مسائل اعتقادی و اخلاقی و این‌ها را به عنوان تلفیق یک مونتاژی بکنیم، مثل ماشین‌ها که با مونتاژ درست می‌شود، یک چنین چیزی را درست بکنیم؛ ولی بنده از اول چون در زندان با افکار متعدد به خصوص افکار مارکسیست‌ها، سوسیالیست‌ها و لیبرال‌هایی که در زندان بودند برخورد داشتم، در آن جا ما با جوان‌ها صحبت می‌کردیم که ما ادعا داریم اسلام ما همه چیز در آن هست «ما فَرّطنا في الكتاب من شيء»[3]؛ ما هیچ چیزی را فروگذار نکردیم و به تعبیر استاد بزرگوارمان مرحوم علامه طباطبایی می‌فرمودند اینکه «ولا رطبٍ و یابسٍ إلا في كتاب مبين»[4]؛ یعنی آنچه که در مسیر هدایت جامعه و سعادت جامعه هست، این کتاب (قرآن) به آن چیز راهنمایی کرده. این معنایش این نیست که حالا قرآن در همه علوم جزیی وارد شده که فلان کار چطور فلان کار چطور، نه کتاب هدایتی است که جامعه را هدایت می‌کند به آن چیزی که صلاح جامعه است و لذا «ما فرَّطنا في الكتاب من شيء» یعنی در مسیر هدایت و به همین جهت ما مخالف با علم نبودیم؛ مخالف با تجربه بشری نبودیم و امام فرمودند اگر دانشگاه نباشد ما کشور را نمی‌توانیم اداره کنیم. همان امامی که همه‌اش از اسلام می‌گفت. ولی مقصودشان این نبود که ما تنها از یک رساله عملیه بخواهیم کشور را اداره کنیم. ولی می‌فرمودند حوزه باید باشد. دانشگاه باید باشد، این‌ها باید با هم تلفيق بشوند نه مونتاژ؛ یعنی اصول اساسی اسلام باید حاکمیت داشته باشد ولی از تجربه بشری در پیاده کردن این اصول باید استفاده کرد.
امام خمینیرحمت الله علیه جامعه را هدایت کرد.
شاید من این را مکرراً گفته‌ام که اگر امام در چند قرن پیش مثلاً در زمان شیخ مفید، رهبر جامعه اسلامی می‌شدند، ایشان بحث از مجلس شورا به این صورت نمی‌کردند. اگر این چنین بود تفکیک قوا به این صورتی که الآن مطرح است مطرح نمی‌کردند. امام از تجاربی که بشر در عرض سال‌های متمادی به دست آورده، برای مدیریت جامعه استفاده کردند و لذا اولین قدم که امام برداشتند درباره آراء مردم بود. نمی‌گفتند من ولایت دارم و همین طور کلمه ولایت را بخواهند تحمیل کنند بر مردم، این‌طوری نبود، امام با آن رهبری خودشان گفتند ۱۲فروردین بیایید رأی بدهید به جمهوری اسلامی، هرکه هم هرچه رأی دارد بیاید و بدهد. فرمودند البته رأى من جمهوری اسلامی است. شما هر چه می‌خواهید رأی بدهید. امام می‌دانست همین که گفت من رأی می‌دهم به جمهوری اسلامی و اکثراً مردم هم رأی می‌دهند ولی به مردم تحمیل نکرد. بعد هم مجلس، مجلس مؤسسان و مجلس خبرگان؛ همه این مسائل که واقع شد محصول تجارب بشری بود. منتهی در خلال اصول اسلامی این کار امام بود و این واقعاً یک معجزه‌ای بود که امام انجام داد. از این علمای بزرگ ما زیاد داشتیم؛ فقهای بزرگ زیاد داشتیم که قائل به ولایت مطلقه فقیه بودند یا ولایت عامه فقيه؛ ولی این سطح تفکری را که امام داشت، نداشتند.
امام واقعاً در این انقلاب معجزه کرد و با آن فکر عمیقی که داشت و تجربه‌ای که داشت و اخلاقی که داشت، جامعه را هدایت کرد و لذا به بنده در اول انقلاب، آن وقتی که من از نخست‌وزیری کناره گیری کردم، فرمودند شما برو در سیستان و بلوچستان یک دانشگاه درست کن. نگفتند حوزه درست کن. با اینکه در آنجا حوزه لازم است و الآن هم هست. دانشگاهی که ما این جا درست کردیم، با اجازه امام درست کردیم. این زمین متعلّق بود به آن دانشگاه قبلی. امام دستور دادند به قوه قضاییه آن وقت، حضرت آیت‌الله محمدی گیلانی[5] که در دادگاه انقلاب بودند. ایشان مأمور شدند که پرونده اینجا را بررسی کنند و بعد اینجا را منتقل کردند به «جامعه الامام الصادقعلیه‌السلام». در اساسنامه آن دانشگاه قبلی، اینطور بود که اگر آن دانشگاه به هر دلیلی منحل شد و نتوانستند ادامه کار بدهند به دانشگاهی مشابه منتقل بشود و این همین طور شد. یک روال قانونی انتقال را داشت که انجام شد و ما اینجا آمدیم. بنده یک وقت شوخی کردم گفتم که خدا در قرآن فرموده «و لقد كتبنا في الزَّبوُر من بعد الذّكر أنّ الأرض يرثها عبادي الصالحون»[6]؛ خدا فرموده که بندگان صالح ما وارث زمین می‌شوند. گاهی من در سخن گفتن شوخی دارم. آن‌هایی که بنده را نمی‌شناسند فکر می‌کنند شوخی‌ها جدی است؛ من گفتم این زمین دانشگاه امام صادقعلیه‌السلام به دست صالحان افتاد و اشاره کردم به خودم. بعد بعضی در سایت‌ها نوشتند که مهدوی کنی می‌گوید که ابراهیم از آسمان نازل شده و دانشگاه امام صادقعلیه‌السلام را به ما واگذار کرده است.
برای هر غنیمتی خمسی است.
برادران و خواهران عزیز! خیر مقدم می‌گویم به شما و فرزندانتان. الآن خوشحالم که بچه‌های کوچک شما در این مجلس شرکت دارند؛ این‌ها یادشان می‌ماند، پدران و مادران ما در همین مجلس‌های دینی و افطاری‌ها ما را بزرگ کردند و این آثار در دل‌های ما مانده است. این بچه‌های شما، این آثار در دلشان می‌ماند که یک شبی در دانشگاه امام صادقعلیه‌السلام بودیم؛ مجلسی بود، پدرانمان بودند، اساتید بودند، علما بودند، مجلس باشکوه و بسیار با صفایی بود؛ این‌ها آثار خیلی خوبی دارد. حداقل سود این مجالس همین است که خانواده‌های شما، بچه‌های شما، همسران شما همه در این مسیر قرار می‌گیرند، مسیر بسیار مبارک و طیبی است. خداوند به ما وعده کرده که هرکس عمل صالح انجام دهد، ما حیات طیبه به او می‌دهیم. عده‌ای زندگی می‌کنند که زندگی کنند و عده ای زندگی می‌کنند که خوب زندگی کنند. ما باید حیات طیبه داشته باشیم و حیات طیبه مصادیق زیادی دارد.
برادران و خواهران! شب بسیار زیبایی است، شما تشریف دارید، علمای روحانی، اساتید محترم، همه دور هم جمع هستیم. بیایید شما را به خدا از این فرصت‌ها، استفاده کنید. «الفرصه تمرُّ مَرَّ السّحاب فانتهزوا فرص الخير» [7]غنيمت ها خمس دارد. «و اعلموا أنّما غنمتُم من شيءٍ فان لله خُمُسُه وللرسول»[8]. خدا در قرآن فرموده است برای هر غنیمتی، خمسی جداست. خمس شما به اندازه این غنیمتی است که خدا به شما داده است و دانش، علم همه این‌ها یک فرصت‌هایی است که همیشه نیست بلکه مانند ابر است، زود می‌گذرد. خمس این فرصت‌ها را در راه خدا بدهید. شما را به خدا زندگی‌تان باید خوب باشد. من همیشه گفته ام زندگی یک استاد، یک روحانی، باید خیلی طیب و خوب باشد. كرامه الدنيا والآخره باید داشته باشید. ما آرزو می‌کنیم که امام زمانعجل الله تعالی فرجه الشریف که بیاید، کرامت دنیا و آخرت، همه چیز باید داشته باشیم؛ اما نباید این کرامت را به مسائل مادی منحصر کرد. یک کمی از آن را برای خدا بگذارید.
گفتند مرحوم شیخ جعفر شوشتری بالای منبر در تهران یا در مشهد گفت همه انبیا آمدند گفتند شرک نورزید ولی من می‌گویم مردم خدا را در کارهایتان شریک کنید. اقلاً یک کمی هم برای خدا کار کنید. جوری نشود که اگر یک روزی ما را بردند به پیشگاه خدا، بگویند چه چیزی برای ما آوردی و چیزی نداشته باشیم و بگوییم، درس گفتیم و پول گرفتیم، کتاب نوشتیم و پول گرفتیم، پژوهش کردیم و پول گرفتیم؛ منبر رفتیم و پول گرفتیم؛ نماز خواندیم و پول گرفتیم؛ اگر این‌طوری شد در پایان کار چیزی نمی‌ماند. ان شاء الله شما برادران عزیز و اساتید بزرگوار کاری کنید که باقی بمانید. من وقتی این دانشجوها را می‌بینم، همه این‌ها را فرزندان خودم می‌دانم. شماها هم همین‌طور باشید.
به کمیت زیاد نگاه نکنید، واقعاً این دانشگاه، دانشگاه خوبی است و شماها باید از آن نگهداری کنید و این نمی‌شود مگر این که شما اساتید محترم، شما کارکنان، شما مدیران، حتی شما خدمت گزاران، برخوردتان برای تربیت این جوان‌ها، برخوردهای سازنده باشد. صرف درس گفتن در سر کلاس کافی نیست. باید نفس کشیدن شما در کلاس، بچه‌ها را تربیت کند. صحبت کردن شما، بچه‌ها را تربیت کند. این بچه‌ها وقتی ببینند شما در مسائل علمی وارد می‌شوید، با کمال تواضع وارد می‌شوید، علم شما را مغرور نکرده است و «تواضعوا لمن تعلمونه العلم»؛ به کسانی که علم یاد می‌دهید تواضع کنید، کوچکی کنید؛ همین طور که آن‌ها باید بر شما تواضع کنند و «تواضعوا لمن تتعلّموا منه العلم»؛ آن‌ها هم از شما یاد می‌گیرند.
ما دانشگاه را برای کاسبی تأسیس نکردیم.
از خواهران محترمه، از فرزندان شما عزیزان، شما اساتید، تشکر می‌کنم و از شما تقاضا دارم که هدف دانشگاه را فراموش نکنید. من به بچه‌هایی که از اینجا فارغ التحصیل شده‌اند هر وقت آن‌ها را می‌بینم می‌گویم هدف را فراموش نکنید. یادتان بماند که این دانشگاه برای چه تأسیس شده، ما این دانشگاه را تأسیس نکردیم که کاسبی کنیم، برای این نبوده که کادری برای خودمان بسازیم؛ برای این نبوده که شماها مدرک بگیرید، این‌ها نبوده، خواستیم یک عده‌ای بتوانند به این انقلاب خدمت بکنند و سربازان خوبی برای امام زمانعجل الله تعالی فرجه الشریف باشند. من به شما قول می‌دهم که اگر شما در عمل اخلاص داشته باشید، در علم هم پیشروی خواهید کرد. به قول ملاصدرا علم یک امر افاضی است. درس خواندن و کتاب و دنيا جنبه‌ی زمینی دارد. به تعبیر فلسفی، علم درس خواندن اعداد می‌کند؛ یعنی زمینه را فراهم می‌کند. ولی شما وقتی اخلاص داشته باشید از عالم غیب مسائل جدیدی با آن مقدمات به شما افاضه می‌شود. آن وقت دارای یک ابتکار خواهید بود. می‌شوید یک فرد مبتکر و به قول مقام معظم رهبریدام ظله نظریه پرداز. یک چیز جدیدی می‌شوید. اخلاص لازم است. «مَن عَمِلَ صالحا من ذكر أو أنثى و هو مؤمن فلنُحيينَّهُ حياهً طيبهً»[9] حیات طیبه یکیش قناعت است. کسانی که توانستند برای جامعه، سازنده باشند و نوآوری کنند، آن‌هایی هستند که قناعت داشتند. کسانی که به دنبال حرص‌اند؛ از جهت جمع‌آوری مال و مقام، این‌ها نمی‌توانند. اگر انیشتین کار کرده، چه طوری بوده؟ دیگران، اديسون و دیگران، از علمای خودمان هم بگویم که از بزرگان ما در همین نجف، مرحوم آیت‌الله علامه طباطبایی می‌گفتند گاهی نصف شب از پوست خربزه‌های اطراف و همسایه‌ها جمع می‌کردیم و می‌نشستیم می‌خوردیم. این را علامه طباطبایی می‌گفتند. دروغ نمی‌گفتند. همین الآن آیت‌الله خوئی را ببینید. در زندگی طلبگی ایشان همچنین چیزهایی داشته؛ یعنی آن‌هایی که به یک جاهایی رسیده‌اند آن‌هایی بودند که در زندگی قناعت داشتند. حیات طیبه که در حدیث آمده یعنی همین قناعت. امیدوارم موفق باشید.
و السلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته.
 
 
[1] مجله پیام صادق، شماره 87-83، بهمن 1390-آبان 1391، صص5-2
[2] بخش از دعای شریف افتتاح
[3] سوره مبارکه انعام، آیه 38
[4] سوره مبارکه انعام، آیه59
[5] حاکم شرع و رئیس دادگاه های انقلاب اسلامی از سوی امام خمینی(ره) در اوائل انقلاب اسلامی
[6] سوره مبارکه انبیاء، آیه 105
[7] نهج البلاغه، حكمت21
[8] سوره مبارکه انفال، آیه41
[9] سوره مبارکه نحل، آیه97
دانلود