جامعه شناسی رفتار دانشمندان[1]
بسم‌الله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربّ العالمین و الصّلاه والسّلام على خير خلقه و أشرف بريّته، مولینا أبي القاسم محمد و على آله المعصومين، سيما بقيّه الله في الارضين.
به مناسبت آغاز سال تحصیلی 79-78، به دانشجویان خیر مقدم عرض می‌کنم و امیدوارم با نشاط کامل آماده تحصیل علم باشید. به همین مناسبت، حديث مهمی از حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام تقدیم شما دانش پژوهان گران‌قدر می‌نمایم که در واقع تبیین جامعه‌شناسانه رفتار عامه عالمان بدون توجه به تخصّص‌های مختلف آنان است. باید توجه داشته باشیم که روایات ائمهعلیهم‌السلام صرفاً به یک موضوعات انتزاعی و مجرد محض نمی‌پردازند؛ بلکه این روایات ناظر به واقعیات خارجی نیز هستند. به عنوان مثال غرور، یک خصلت شایع بین دانشمندان است. حسادت و تکبر نیز از دیگر صفات شایع بین آنان می‌باشد که مسلماً همچون سدی در راه پیشرفت ایشان است. حضرت اميرعلیه‌السلام برای تبیین این رفتار جامعه‌شناسانه از یک تمثیل كلی بهره گرفته‌اند و علم عالمان را به مثابه بدن یک انسان دانسته‌اند و اجزاء و ارکان اساسی آن را برشمرده‌اند. در واقع این حدیث در دو بُعد کالبدشکافی مشكل و حل آن گام‌های اساسی را برداشته است و لذا این بحث در واقع چراغی فرا راه ماست برای اینکه از عوارض سوء این‌گونه رفتارهای که در واقع موانعی در راه پیشرفت علم محسوب می‌شوند، بر حذر باشیم.
متن این حدیث عبارت است از: «مَنْ تَوَاضَعَ لِلْمُتَعَلِّمِينَ وَ ذَلَّ لِلْعُلَمَاءِ سَادَ بِعِلْمِهِ‏ فَالْعِلْمُ يَرْفَعُ الْوَضِيعَ وَ تَرْكُهُ يَضَعُ الرَّفِيعَ وَ رَأْسُ الْعِلْمِ التَّوَاضُعُ وَ بَصَرُهُ الْبَرَاءَةُ مِنَ الْحَسَدِ وَ سَمْعُهُ الْفَهْمُ وَ لِسَانُهُ الصِّدْقُ وَ قَلْبُهُ حُسْنُ النِّيَّةِ وَ عَقْلُهُ مَعْرِفَةُ أَسْبَابِ الْأُمُورِ وَ مِنْ ثَمَرَاتِهِ التَّقْوَى وَ اجْتِنَابُ الْهَوَى وَ اتِّبَاعُ الْهُدَى وَ مُجَانَبَةُ الذُّنُوبِ وَ مَوَدَّةُ الْإِخْوَانِ وَ الِاسْتِمَاعُ مِنَ الْعُلَمَاءِ وَ الْقَبُولُ مِنْهُمْ وَ مِنْ ثَمَرَاتِهِ تَرْكُ الِانْتِقَامِ عِنْدَ الْقُدْرَةِ وَ اسْتِقْبَاحُ مُقَارَفَةِ الْبَاطِلِ وَ اسْتِحْسَانُ مُتَابَعَةِ الْحَقِّ وَ قَوْلُ الصِّدْقِ وَ التَّجَافِي عَنْ سُرُورٍ فِي غَفْلَةٍ وَ عَنْ فِعْلِ مَا يُعْقِبُ نَدَامَةً وَ الْعِلْمُ يَزِيدُ الْعَاقِلَ عَقْلًا وَ يُورِثُ مُتَعَلِّمَهُ صِفَاتِ حَمْدٍ فَيَجْعَلُ الْحَلِيمَ أَمِيراً وَ ذَا الْمَشُورَةِ وَزِيراً وَ يَقْمَعُ الْحِرْصَ وَ يَخْلَعُ الْمَكْرَ وَ يُمِيتُ الْبُخْلَ وَ يَجْعَلُ مُطْلَقَ الْوَحْشِ مَأْسُوراً وَ بَعِيدَ السَّدَادِ قَرِيباً.»[2]
و اما توضیح حدیث که در دو بخش اصلی خدمتتان تقدیم می‌گردد:
الف- تبيين جامعه‌شناسانه رفتار عالمان و بررسی علل فراز و فرود آنان بر اساس تحلیل ماهیت علم
من تواضع للمتعلمين و ذل للعلماء ساد بعلمه؛ فالتواضع يرفع الوضيع و تركه يضع الرفيع و رأس العلم التواضع.
اولین نکته‌ای که حضرت در رابطه با رفتار عالمان مطرح می‌کنند، تكبر و خود بزرگ‌بینی است که برخی از عالمان دچار آن می‌گردند و متأسفانه این مطلب مربوط به همه اصناف عالمان است. تكبر و تواضع در تقابل یکدیگر بوده و در جهت عکس یکدیگر عمل می‌کنند. تكبر، ابزار سقوط عالم؛ چه در جهت موقعیت اجتماعی و معنوی و چه در جهت سطح علمی و تواضع، ابزار صعود انسان به قله‌های رفیع اجتماعی و معنوی و علمی است. لذا حضرت می‌فرمایند برای رسیدن به این قلل، باید نسبت به متعلمان و شاگردان متواضع و نسبت به اساتید خوار و حقیر بود؛ به حدی که حتی اگر ممکن است انسان خود را نسبت به اساتید، حقیر فرض نمايد که این موجب برکت در عمر انسان گشته و بازده عمر انسان افزایش می‌دهد.
نتیجه‌این تواضع، سیادت و آقایی و فتح قلل کمالات است؛ همچنان که اگر انسان تکبر ورزد، هرچند در بالاترین سطح ایستاده باشد، سقوط خواهد نمود. ظاهراً این قانون در بروز و سقوط تمدن‌ها نیز حاکم است. بر این اساس همچنان که «سر» در فوقانی ترین قسمت بدن انسان قرار گرفته، تواضع در بدنه علم، در رأس و قله آن استقرار یافته که کنایه از تسخیر قله‌های علم از طریق تواضع است.
و بصره البرائه من الحسد؛ همچنان که چشم در انسان ابزار دیدن است و بینایی این چشم در اثر آسیب‌هایی از دست می‌رود، حسادت نیز عالم را نابينا نموده و در نتیجه او امکان واقع بینی را از دست می‌دهد. هدف را گم می‌کند و در تاریکی راه، مقصد خویش را نمی‌یابد.
و سمعه الفهم؛ گوش علم، فهم است. یعنی اگر «گوش» ابزاری برای شناخت انسان می‌باشد، فهم نیز ابزار به‌کارگیری علم است. پس اگر فهم به همراه علم نباشد، بکار نمی‌آید و انسان صرفاً يحمل اسفارا (حامل کتب) خواهد گردید. پس ورودی علم، فهم و شعور است.
و لسانه الصدق؛ زبان علم راست‌گویی است. راست‌گویی جاذب و جالب علم است. دروغ اطمینان را زایل نموده و بستر دريافت علم را غير مطمئن می‌سازد. همان‌گونه که زبان در بدن انسان ابزار انتقال مقاصد انسان به دیگران است، راست‌گویی عالم نیز از طریق انتقال علم اوست. عالم دروغگو زبان انتقال علم خویش را از دست می‌دهد، زیرا اعتماد از وی سلب می‌گردد. حلیه هم نباید در کار باشد، زیرا به هر حال سالب اعتماد است.
و قلبه حسن النیه؛ قلب در بدن انسان محلی است که موجب رسیدن غذایی پالایش شده به همه اجزاء می‌گردد. بر اساس این تمثیل، حسن نیت نیز قلب علم بوده و احتمال دارد مقصود از تشبیه این باشد که چنانکه قلب خون را به تمام بدن به تناسب نیاز توزیع می‌کند، حسن نیت در عالم سبب می‌شود که او علم خود را به نفع مردم عادلانه و به تناسب نیاز به کار گیرد تا همه از ثمرات آن بهره‌مند شوند؛ ولی اگر عالم حسن نیت نداشته باشد و با خودخواهی و سودجویی قرین باشد، قهراً در توزیع و تعلیم آن بخل می‌ورزد و جامعه را از آثار و ثمرات سازنده آن محروم خواهد کرد.
و عقله معرفه اسباب الأمور؛ ما در مباحث علمی همواره درصدد كشف روابط علّی و سببی بین امور هستیم و قوانین علمی در واقع درصدد تبیین چنین روابطی هستند. پس عقلِ علم و به عبارت دیگر نقطه ثقل علوم كشف همین روابط است تا انسان را در نیل به اهدافش رهنمون سازد.
ب- بررسی ثمرات و نتایج عینی رفتار عالمان در وضعیت مطلوب
و من ثمراته التقوى و اجتناب الهوى و اتباع الهدی و مجانبه الذنوب؛
از نتایج عینی چنین علمی؛ یعنی علم با آن خصوصیاتی که در بخش اول بیان گردید، این است که عالم یک فرد متقی و متعهد باشد. او فرزند امیال و خواهش‌های نفسانی نیست تا راه خیانت به بشریت و جامعه بشری را در پیش گیرد. مجانبت از ماده «جنب» به معنای «کنار» است، یعنی چنین عالمی هرگز با خيانت و عصیان و گناه همراهی ندارد؛ او یک طرف و گناه نیز طرف دیگر است.
و موده الإخوان؛ مودّت به معنای اظهار محبت است. محبت در قلب کافی نیست، بلکه باید محبت به افراد، بروز و ظهور در رفتار نیز داشته باشد. این بروز تنها در لفظ نیست، چشمان ما، رفتار و گفتار و کردار ما نیز باید گواه صادقی بر این محبت قلبی باشد. ثمره آن چنان علمی، این چنین نتیجه‌ای است.
و الاستماع من العلماء؛ لازمه چنین علمی این است که انسان طالب علم دیگر عالمان نیز خواهد بود و خود را از آنان بی‌نیاز نخواهد دید. او می‌داند که همه چیز را همگان دانند و همگان را هنوز نیافریده‌اند.
و القبول منهم؛ عالم در چنین شرایط ایده آلی توانایی پذیرش سخن صحیح را نیز خواهد یافت.
و من ثمراته ترک الإنتقام عند القدره: حضرت می‌فرمایند کسی که در قلل رفيع موقعیت اجتماعی و معنوی و علمی ایستاده باشد، هرگز از خصم خود (که غالباً خصم علمی اوست) انتقام نمی‌گیرد؛ او آزادمرد و آزاداندیش است و انتقام با آزادگی سازگار نیست. البته توجه دارید که قيد عند القدره، قید توضیحی است نه قيد احترازی؛ زيرا در صورت فقدان قدرت، انتقام ممکن نیست و به اصطلاح، سالبه به انتفاء موضوع است.
و استقباح مقارنه الباطل و استحسان متابعه الحق و قول الصدق؛
از دیگر نتایج عینی چنین علمی، برخورداری از نظام ارزشی صحیح می‌باشد؛ به طوری که آمیختن با باطل و انجام کارهای زشت را ناپسند می‌داند و پیروی از حق و راست‌گویی و صداقت را نیکو می‌شمارد.
و التجافى عن سرور في غفله فعل مايعقب ندامه: چنين عالمی از غرق شدن در شادی غافلانه به دور است. مست شادی در حال غفلت و بی خبری نخواهد شد و از اعمالی که نتیجه‌ای جز ندامت و  پشیمانی ندارد، دوری می‌جوید. توجه به امر پیشگیری، هم کم هزینه‌تر و هم مؤثرتر است.
و العلم يزيد العاقل عقلا و یورث متعلمه المكر؛ چنین دانشی بر قوه ادراک و تعقل عالم می‌افزاید و او را در حل مسائل و مشكلات، صاحب اندیشه صائب می‌نماید: به طوری که مشکلات خویش را بر اساس نقشه‌های مدبرانه و برنامه‌ریزی دقیق حل می‌نماید. چنین مکری، از صفات مثبت است چنانکه قرآن چنین مکری را به پروردگار نسبت می‌دهد: «و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين».
البته در نسخه دیگری از بحار چنین آمده است: «و یورث متعلمه صفات حمد، فيجعل الحليم أميرا و ذا المشوره وزيرا و  يقمع الحرص و یخلع المكر و يميت البخل»؛ که بر این اساس چنين علمي مزيل حرص و بخل و مكر به عنوان صفات منفی خواهد بود.
و يجعل مطلق وحشه مأسورا و بعید السداد قریبا؛ از دیگر ثمرات چنین دانشی، احاطه عالم بر اموری است که تحت فرمان انسان نیستند؛ به طوری که چنین عالمی بر ناممکن ها توانمند می‌گردد.
امیدوارم که ما بتوانیم با سرمشق قرار دادن این گفتار گران‌قدر و تأثیرپذیری از فقرات متعدد آن، راهی نو در زندگی خویش تأسیس نماییم.
در پایان مطلب، مناسب می‌بینم تذکراتی را در آغاز سال تحصیلی گوشزد نمایم.
توصیه‌های در باب تحصیل دانشجویان
نکته اول: اینکه گوش خود را به کسانی که در زندگی جز سرودن آیه‌های یأس و ناامید ساختن افراد، هنر دیگری ندارند، نسپارید و تحت تأثير تلقينات چنین افرادی قرار نگیرید. با نهایت جدیت درس بخوانید و با پشتکار و تكيه بر رحمت واسعه الهی، آینده‌ساز زندگی خود و جامعه فردایتان باشید.
نکته دوم: از اوقات و امكاناتتان حداكثر بهره‌برداری را کنید و این امر مهم ممكن نیست مگر با داشتن یک برنامه منظم و دقيق.
نکته سوم: از نماز اول وقت غفلت نورزید و حتی الامکان نمازهایتان را با جماعت بخوانید. نماز را بر هر کاری مقدم بدارید که این از دستورات و تأكيدات اولیای الهی است.
نكته چهارم: در کنار فراگیری دروس، ملتزم به تحقیق باشید. بدون تحقیق و مراجعه به منابع هر علمی، هرگز از خود راضی نشوید. پایه‌های علمی خود را با تحقیق پی‌ریزی نمایید و از اساتید خود منابع تحقیق هر درس را بخواهید. به امید توفیق روزافزون همه شما عزیزان.
و السلام علیکم و رحمه الله و بركاته.
 
 
[1] مجله پیام صادق، شماره 25، مهر و آبان 1378، صص18-16
[2] بحار النوار، جلد 75، صفحه 6
دانلود