کد خبر: ۵۹۰
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۲۰۱۵ - ۱۶:۵۳
آخرین توصیه های آیت الله مهدوی کنی به شاگردان معمم دانشگاه امام صادق

 

آیت الله مهدوی کنی در این دیدار ضمن اشاره به مشکلات پیش روی دانشجویان معمم، به بیان توصیه هایی برای این عزیزان پرداختند.

آنچه می خوانید متن سخنان آيت الله مهدوي‌كني رحمه الله عليه در این جلسه است:
 

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسيبا (سوره احزاب/ آیه39)

چند نکته را من تذکر بدهم: یک مقرراتی در حوزه و دانشگاه است که اینها باید رعایت بشود. باید نشست و مسائل را حل کرد. آنها می‌گویند ما از لحاظ مقرّرات حوزوی یک شرایطی داریم. یک وقتی این شرایط نبود. در زمانی که ما طلبه شدیم اصلا این شرایط نبود. بنابراین اگر آدم بخواهد به رسمیت قرار بگیرد، باید با مقررات تطبیق بکند. این را باید رفت و نشست و با آقایان در قم صحبت کرد. ما صحبت کردیم و صحبت می‌کنیم و مثل اینکه شما پس عرضه نداشتید که این مسائل را حل کنید و این مساله باید با حوزه گفته بشود و شرایطش معلوم بشود که چگونه می‌شود یکی طلبه‌ی دانشگاه امام صادقعليه السلام باشد و او را طلبه ی حوزوی هم بشناسند. می‌گویند آقا شما در حوزه تحصیل نکردی. حوزه شما را به رسمیت نشناخته. نمی‌شود به آقای بوشهری یا به آقایان دیگر به علمای بزرگی که مورد احترام ما هستند و ما برایشان احترام قائلیم مگر ما دعوا داریم با حوزه، من هم خودم یک حوزوی هستم و ما با جامعه‌ی مدرّسین یا مدیریت حوزه که از طرف مراجع تقلیدند، از طرف مقام معظم رهبریمدظله العالي مورد تأییدند بیاییم دعوا کنیم.

 

آنها یک مقرّرات دارند. باید اگر شد رفت و مقرّرات را درست کرد. آن مقرّرات یک شرایطی هم دارد. بالاخره می‌گویند اگر یک کسی می‌خواهد بگوید من طلبه‌ام به معنای حمل شایع صناعی که «انه طلبه» این یک چیزهایی می‌خواهد که شما ممکن است بعضی‌ها نداشته باشید. این را باید بپذیرید. نگویید که من خیلی بلدم. من یک چیزهایی خواندم که شما نخواندید. این مثل این می‌ماند که شما بروید به بچه‌های دانشکده‌ی پزشکی بگویید که من درسهایی دارم که شما بلد نیستید پس من از شما مهمترم. خب آنها می‌گویند ما پزشکی خواندیم. بالاخره باید نشست و مسائل را حل کرد. شما این مسأله را دنبال کنید من هم آقای بوشهری می‌آیند و ميگويم. البته این کار دست آقای بوشهری به تنهایی که نیست. حوزه مدیریت دارد آیین‌نامه دارد افرادی هستند باید بنشینند و روی این موضوع فکر کنند.

 

بنده در عین حال که بعضی چیزها را زورم می‌رسد ولی اینطوری رفتار نمی‌کنم. ما الان مثلا قم زمین داریم که دانشگاه بسازیم. الآن مهدوی‌کنی با این که می‌گویند رییس مجلس خبرگان است و مورد احترام خیلی‌ها هست اما ما تا حالا نتوانستیم از شهرداری قم اجازه بگیریم که آنجا یک شعبه از دانشگاه امام صادق علیه السلام بسازیم. من می‌توانم بروم آنجا بسازم نه اینکه خیال‌کنید نمی‌توانم، می‌توانم بروم بسازم، می‌توانم این کار را بکنم اما من این کارها را درست نمی‌دانم. بنده در جمهوری اسلامی به جمهوری اسلامی احترام می گذارم. ضد انقلاب نیستم. من می‌خواهم احترام کنم. بنابراین ما الآن دنبالش هستیم. همین چند روز پیش قم بودیم. همین آقای بنایی که یک وقت هم جزو هیأت مدیره‌ی ما بود الآن هم معاون سیاسی استانداری قم است معمّم هم هست من در بزرگداشت مرحوم آیت‌الله مشکینيرحمه الله رفته بودم یک قدری صحبت کنم با ماشین ایشان ما را بردند در آن دارالحدیث. به ایشان در راه گفتم یک فکری بکن برای این زمین ما. ما می‌خواهیم اینجا را بسازیم. گفت حالا شما آن ساختمان اصلی را بسازید تا ببینیم بعد چه می‌شود. ولی باز هم چشمشان به همین زمین است ولی بنده هم تا زنده‌ام یک مترش را به آنها نخواهم داد. ولی الآن می‌خواهیم برویم دنبالش. مخصوصا این حرفها را برای این زدم که من نمی خواهم دعوا بکنم. باید مقررات را درست کرد.

 

حالا این مشکلی که شما دارید مشکلی است که خواه ناخواه باید یک جوری حلش کرد. می‌گویند شما طلبه به معنای قم نیستید. اگر نپذیرفتند شما معمّم باشید و آن مزایایی که قم دارد را نخواهید. اگر کسی دلش خواست در دانشگاه امام صادق علیه السلام معمّم بشود و نخواهد در قم بشود، باید از یک چیزهایی بگذرد. شما را که بیرون نکردند که خیلی جاها دارید می‌روید. حالا یک جا هم می‌گویند که شما پیش‌نماز نباشید. سربازیتان را یک جوری درست کنید.

علی‌ایّ‌حال اصل معمّم‌بودن شما، ما شما را امتحان کردیم همین طوری هم عمّامه سرتان نگذاشتیم. باز هم باید درس بخوانید. البته ما حالا دنبال هم می‌کنیم در حدّ توان که فاصله‌ها را کم کنیم. علی‌ایّ‌حال بنده حرفم این است که تا حدّ زیادی مساله حل شده است و مشکلی ندارد. شما معمّم هستید، محترم هم هستید.

 

من امتحان کردم شما را كه معمّم بشوید و هستید. امتیاز شما همین است که دانشگاه امام صادق‌ علیه السلام درس خواندید. این خودش امتیاز است. اگر امتیاز نیست پس بروید دنبال کارتان. هرجا از شما می‌پرسند بگویید ما شاگرد دانشگاه امام صادقیم. اگر امتیاز نیست بگویید ما نبودیم آنجا. توبه کردیم. فکر نمی‌کنم شما هیچ کدامتان توبه کنید از اینکه دانشجوی این دانشگاه هستید. افتخار می‌کنید هستید. این افتخار برای شما خیلی مهم است.

 

مهم این است که شما سواد داشته باشید. مهم درس و بحث و سواد و بعدش هم آن تقوای طلبگی که بالاتر از تقوای دانشجوی معمولی است. بالاخره شما باید شخصیت روحانیتان را حفظ کنید. شخصیت روحانی با تقوا، سنگینی، سبکِ راه رفتن، سبکِ لباس پوشیدن، سبکِ صحبت‌کردن، سبک زندگی.

 

شما مقامتان خیلی بالاتر از این حرفهاست؛ و بنابراین من به شما اولا دلداری می‌دهم که هیچ باکی نداشته باشید. طلبه شدید. به طلبه‌شدنتان افتخار کنید. شاگرد درس دانشگاه امام صادقید. افتخار کنید درس خواندید. می‌توانید تبلیغ کنید. می‌توانید خیلی جاها بروید بعضی حرفها را بزنید که دیگران بلد نیستند. این امتیازات شماست. اگر آن مشکلات حل شد که شد و اگر هم نشد یک وقت پشیمان نشوید. إن‌شاءالله که آن مشکلات حل می‌شود. شما پابرجا باشید. بمانید. دنیا تمام نمی‌شود. دنیا تا ظهور حضرت هست. بعد از ظهور حضرت هم هست. شما بمانید. إن‌شاءالله جزو شاگردان امام زمان‌ عجل الله تعالی فرجه باشید. حضرت بیایند بگویید آقا ما شاگرد دانشگاه امام صادقیم آن وقت آنجا برایتان اصحاب حضرت سلام می‌کنند. می‌گویند که شما از خود ما هستید. ترس از این چیزها نداشته باشید. مساله این است که شما دارای فضیلت باشید. هم فضیلت علمی و هم فضیلت اخلاقی، بعد شما در خیابان می‌روید مردم می‌بینند شما مجسمه‌ی تقوا هستید مجسّمه‌ی روحانیتید؛ مجسمه‌ی آقایی هستید.

 

لذا شما از برخي مشكلات خیلی ناراحت نباشید. متاع کفر و دین بی مشتری نیست؛ گروهی این، گروهی آن پسندند. بالاخره در همین جمهوری اسلامی یک عده‌ای هم ممکن است به شما فحش بدهند. هیچ اشکالی ندارد. شما فحش‌ها را هم بخورید نوش جانتان. برای خاطر خدا تحمّل کنید و بسیاری از اوقات جواب هم ندهید. خداوند به شما توفیق بدهد. شما شاگردان امام زمان‌ عجل الله تعالی فرجه هستید. افتخار کنید به این شاگردی. خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه شما را حفظ می‌کنند. اعتقاد ندارید امام زمان عجل الله تعالی فرجه می‌گوید ما مواظب شماییم؟ بنده از سن 14 سالگی معمّم شدم تا حالا که 83 سالم است -بله ممکن است یک جا هم مسخره‌مان کردند- ولی در مردم محترم بودیم. مردم به ما احترام کردند. مردم به ما اعتماد کردند. این دانشگاه به این عظمت را ما درست کردیم. شما حساب کنید من که می‌گویم عظمت برای این می‌گویم که ما نه از دولت پول می‌گیریم نه پول نفت داشتیم نه پول فلان داشتیم نه من به سمت کسی دست دراز کردم. الآن هم در مقابل پولدارها هیچ تعظیم نمی‌کنم؛ خیال نکنید بنده در مقابل یک پولدار سلام می‌کنم. افتخار باید بکنند که بیایند کمک کنند به دانشگاه. همین‌جا دانشکده‌ی مدیریت بود. اینجا این ساختمانهایی که ما درست کردیم، اینها نبوده. ما ساختیم. فقط ساختمان اصلی بوده. اینجا این همه چیز ساختیم این همه باغ درست کردیم این همه اتاق ساختیم. این همه خوابگاه درست کردیم. همه‌ی اینها به برکت امام زمان عجل الله تعالی فرجه و امام صادق‌ علیه السلام است. شما هم اگر راست می‌گویید محکم بایستید خدا هم به شما کمک می‌کند. بنده هم پشت سر شما هستم کمکتان می‌کنم. هیچ ناامید نباشید.

 

البته من این حرفهایی که می‌زنم باز می‌گویم مشکلات را باید حل کرد؛ تا آن حدّی که می شود حلش می‌کنیم بقیه‌اش هم برای اینکه ثواب بیشتر ببرید باید داشته باشید.

 

«دارٌ بِالْبلاءِ محْفُوفةٌ، و بِالْغدْرِ معْرُوفةٌ، لا تدُومُ اَحوالُها» (نهج البلاغه/ خطبه226)

امیرالمؤمنین‌ علیه السلام با آن همه مقام می‌گوید فریب در این دنیا هست. «لا تدُومُ اَحوالُها» دنیا زیر و رو دارد، بالا می‌رود، پایین می‌آید، احوالش تغییر می‌کند،  شما ثابت قدم باشید خدا به شما کمک می‌کند.

 

هر کدامتان باید دانشگاه‌ها بسازید. یکی می‌رود محضر (دفتر ثبت اسناد و ازدواج) می‌گیرد و آن یکی دلش خوش است به اینکه یک جایی پیش‌نماز شده است؛ همّت ما که این نبود. شما هرکدامتان باید دانشگاه درست کنید، مدرسه درست کنید، مسجدها بسازید، مردم را تربیت کنید، همّتتان را بلند بگیرید. حضرت علي علیه السلام مي‌فرمايند «هِمَمُ الرِّجالِ تَقلَعُ الجبالَ» با همّت بلند به جایی رسیدند مردان بلند. إن‌شاءالله می‌رسید به جاهای خوب. همّت بلند و البته گاهی هم صبر هم باید داشته باشید. من بحث را تمام می‌کنم. خوشحالم از اینکه شما را زیارت کردم.

 

و در آخر، درس اخلاق یک درس جدّی است. بعضی‌ها خیال می‌کنند اخلاق، فقط تذکرات است. البته خیال هم نکنید آنهایی که من می‌گویم همه‌اش را شما بلدید. بالاخره تجربه‌های هشتاد و چند ساله‌ی بنده است. نکته‌های اخلاقی که من می‌گویم خیلی‌هایش در کتابها هم نیست. ولی مع ذلک من ادعایی ندارم. ولی برای تذکّر گاهی بیایید درس اخلاق. شما که معمّم شدید اقلا گاهی بیایید بنشینید.

 

و علی‌ای‌حال ارتباطتان را با دانشگاه قطع نکنید. اگر هم فارغ‌التحصیل شدید باز هم بیایید. ما شما را دوست داریم و برایتان إن‌شاءالله دعا می‌کنیم.

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.

 

 

 

 

نام:
ایمیل:
* نظر: