کد خبر: ۵۲۲
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۷:۳۱

 

بسم الله الرحمن الرحیم*
اعوذ باالله من الشیطان الرجیم – قال‌الله تعالی فی کتابه: «وَنُرِیدُ اَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْاَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»(1)
ایام، ‌ایام مبارکی است، ماه شعبان، ماه رسول خدا، ماه صیام و قیام و ماه ولادت فرخنده حضرت بقیه الله ( روحی و ارواح العالمین له الفداء)، سال تحصیلی جدید در چنین ماه مبارکی آغاز می‌شود.‌ این آغاز را در‌ این ماه مبارک و در‌ ایام شریف به فال نیک می‌گیریم و از خداوند متعال مسالت داریم که ‌این سال را بر همه دانشجویان، اساتید، خدمتگزاران به اسلام و انقلاب و نظام اسلامی‌ و به خصوص خدمتگزاران‌ این دانشگاه مبارک گرداند و آن را سالی پر برکت و پر سود و پر نشاط قرار دهد.
این مراسم به عنوان جشن سالگرد افتتاح واحد خواهران و تقدیر از دانشجویان ممتاز و فارغ‌التحصیلان و دانش‌آموختگان ‌این دانشگاه برگزار می‌شود. در آغاز به شما خواهران بزرگوار، اساتید محترم، دانشجویان و مهمانان عزیز تبریک و خوشامد می‌گویم و به‌ این مناسبت حدیثی از رسول خدا (ص) برای شما نقل می‌کنم. رسول خدا (ص) فرمود:
«الامل‌ اَمَانٌ لِاُمَّتی»(2)
« آرزو و ‌امید موجب آرامش برای ‌امت من است».
دین اسلام دین آرامش بخش و امید آفرین است و انسان مومن همواره خاطری آرام و آسوده دارد، ولی بدانید که آرزو به همراه انتظار کامل می‌شود. فرق آرزو با انتظار ‌این است که آرزو ممکن است نگاهی از دور باشد و با آرمان صرف اشتباه شود. انسان آرمانی بیشتر به نقطه‌های دور می‌اندیشد. ولی انتظار از ماده «نظر» به معنی چشم به در دوختن و چشم به راه بودن است. از ‌این رو فرموده‌اند:
«افضل الاعمال انتظار الفرج»(3)
«افضل اعمال‌امتی انتظار الفرج»(4)
در احادیثی که از افضل الاعمال ذکری به میان آمده است، موضوعات فراوانی به عنوان افضل الامال آمده است که در حدود پنجاه موضوع (از قبیل قرائت قرآن، نماز شب، احترام به پدر و مادر، خدمت به بندگان خدا، تعلیم و تربیت، حسن خلق و ...) می‌باشد که در تمام آنها تعبیر افضل اعمال‌ آمده است، گرچه‌ این احادیث به حسب ظاهر متناقض و متضاد به نظر می‌رسد ولی در واقع تناقضی در آنها نیست، زیرا‌ اینگونه تعابیر در احادیث ما فراوان است که افضلیت به طور نسبی در آنها مطرح است و انتظار فرج ظاهرا از همه بالاتر است، زیرا همه آنها مقدمه وصول به فرج و رهایی عالم بشریت است و چنین انتظاری تنها یک آرزو و آرمان قلبی نیست، بلکه آرزویی پویا و محرک است که انسان را به تکاپو وا می‌دارد. اگر بخواهیم سلسله مراتب انتظار را تصور کنیم، در مورد شما که در‌ این دانشگاه هستید، درس خواندن، درس دادن، تعلیم و تربیت، افضل اعمال به شمار می‌رود. هر کسی در جایگاه خود باید انتظارش را در بیرون از خود نشان دهد. فردی وزیر است، دیگری رئیس‌جمهور است، و یکی مقام معظم رهبری است. هر کسی در جایگاه خود نوعی انتظار دارد و آن را پیگیری می‌کند؛ همه یک گونه نیستند. شما در ‌این جایگاه باید به گونه‌ای عمل بکنید و دیگران به گونه‌ای دیگر. شما از ‌اینجا که فارغ‌التحصیل یا به تعبیر صحیح دانش‌آموخته شدید، باید نوع دیگری انتظار داشته باشید. شما که استاد هستید یک گونه انتظار را باید اعمال کنید که اگر‌ امام زمان (علیه‌الصلوه والسلام) از در وارد شدند، همه مشغول کاری باشیم که نشانه‌ای از انتظار و‌ آمادگی در آن دیده شود و همه بتوانیم بگوییم که ما برای ورود و ظهور شما خود را‌  آماده کرده‌ایم. حالا ببینید شما که در دانشگاه درس می‌خوانید، شما دانشجویان و اساتید محترم،‌ آیا می‌توانید بگویید ما در انتظار مقدم ‌امام هستیم.‌ امام زمان از شما چه می‌خواهد. اگر الان تشریف بیاورند، ‌آیا دانشگاه را تعطیل می‌کنند یا دستور می‌دهند که شما به کار خود ادامه بدهید و اگر قرار باشد دانشگاه ‌امام صادق (علیه‌السلام) ادامه داشته باشد، آیا شما‌ آماده هستید؟ اگر شما بگویید لبیک یا صاحب‌الزمان ما‌ آماده‌ایم آنچه را که شما می‌خواهید اجرا کنیم، خودتان ببینید چه باید کرد تا اعلام‌آمادگی نمود. اگر بناست یک حکومت عدل جهانی بر پا کنیم، اگر بناست حکومت اسلامی ‌الهی و ولایی تاسیس نماییم که جهانی و فراملی باشد و واقعا دنیا را آباد و پر از عدل و داد کند، ما در چنین حکومتی چه وظیفه‌ای داریم؟ اگر آمدند و گفتند خانم‌ها هم باید در صحنه باشند، در حکومت‌ امام زمانی چگونه می‌خواهید در صحنه باشید؟ نصف جمعیت شما هستید و بخش بزرگی از‌ این نظام را شما باید اداره کنید، شما به عنوان کسانی که منتظر فرج هستید چه کار می‌توانید بکنید؟ بیانیه‌ای که آن خواهر محترم به عنوان رسالت دانشگاه ‌امام صادق (علیه‌السلام) خواندند، به همین مطلب اشاره دارد. ما پیش از انقلاب و پس از آن با دوستانمان، مرحوم شهیدمطهری، مرحوم شهید بهشتی، شهید باهنر و سایر دوستان ( چه در زندان و چه بیرون از آن) در ‌این ‌اندیشه بودیم که باید ‌آمادگی علمی ‌و عملی داشته باشیم. همه گونه ‌آمادگی در مقام و همه گونه انتظار واجب و لازم است، زیرا در اسلام تعلیم و تعلم همه علوم مورد نیاز و واجب کفایی است. ‌این چیزی نیست که تنها در زمان ما مطرح باشد. من مکرر ‌این مطلب را گوشزد کرده‌ام که فقهای بزرگوار ما مانند مرحوم مفید، شیخ صدوق، شیخ طوسی، علامه حلی و دیگران همه فرموده‌اند که آموختن علم از واجبات کفایی است، نه تنها علوم دینی بلکه تمام علوم و فنون مورد نیاز، منتهای مراتب در فضای دینی و در میان مومنان تعلیم علم و انگیزه‌های آن متفاوت است، جهت‌گیری فرق می‌کند و هدف‌ها دینی و الهی می‌شود و با توجه به‌ این اهداف برنامه‌های آموزشی و پژوهشی باید متناسب با نیازهای واقعی مردم باشد و امتیاز شهید مطهری‌ این بود که پاسخگوی نیاز زمان بود. هم‌اکنون سوالاتی مطرح است که آن زمان مطرح نبود. آیا خودتان را  آماده کرده‌اید یا نه؟ آیا می‌توانید با زبان قوم خود سخن بگویید که خداوند فرموده است:
«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ»(5)
پیامبران با زبان قوم خودشان صحبت می‌کردند. ‌این زبان، زبان عربی و فارسی و... نیست‌. زیرا پیامبر مخصوص عرب‌ها نبود که پیامبر تمام جهانیان بود.
«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ»(6)
قرآن می‌فرماید: ما تو را برای همه مردم جهان فرستادیم. پس زبان قوم چه زبانی است؟ زبانی که همه مردم بفهمند و مقاصد و وظایفشان را به خوبی دریافت کنند و پاسخ سوالات و نیازهای خودشان را از آن بگیرند. دانشجویان عزیز، هدف ما‌ این است که در‌ این دانشگاه شما علوم دینی یا علوم انسانی ( یا ان‌شاء‌الله اگر در آینده دانشگاهمان توسعه پیدا کرد، علوم دیگر را، چه علوم پایه، چه پزشکی چه مهندسی و ریاضی) را با محتوای دینی و انگیزه‌های دینی و الهی یاد بگیرید و به کار ببندید. و‌ امیدواریم که اهداف عالی داشته باشید. (ان‌شاء‌الله)
نکته دیگر آنکه زندگی را به‌ این چند روزه دنیا و مسائل شخصی محدود ندانید که ‌این دلیل بی‌همتی یا کم همتی شما خواهد بود. بلکه خود را وقف خدا و در خدمت جامعه اسلام و ‌امام زمان قرار دهید. روزی که وارد مدرسه علوم دینی شدم، استاد ما، مرحوم‌آیت‌الله برهان( رضوان‌الله علیه) از پدرم پرسید:‌ اینک که پسرت را برای تحصیل علوم دینی به ‌اینجا آورده‌ای، آیا او را برای خدا وقف کرده‌ای، یا از او منافع دنیوی و مادی انتظار داری؟ پدرم مردم مومنی بود- خدایش رحمت کند و گذشتگان شما را هم بیامرزد- اشک در چشمانش جمع شد و گفت: من فرزند خود را برای خدا وقف کردم.
بدون تردید نیت پاک و خالص پدران در زندگی فرزندان اثرگذار خواهد بود و حتما آرزوها، نیت‌ها و آرمان‌های پدران و مادران و اساتید شما، در شما اثر خواهد گذاشت. من از شما اساتید بزرگوار تقاضا می‌کنم که با نیت پاک، با طهارت و با نیت الهی و اخلاص وارد کلاس بشوید و حقوق و حق‌التدریس و مسائل دنیایی را هدف قرار ندهید گرچه پول از نیازهای ضروری زندگی دنیا است، ولی رکن اصلی زندگی چیز دیگر است. همیشه به قله بیندیشید، و از تاثر نفس‌ها غافل نشوید. انفاس قدسیه شما ارواح ملکوتی و قدسی پرورش می‌دهد، چنان که نفس‌های آلوده نیز ارواح پلید می‌سازد. از باب مثال، اگر کسی در فضایی مانند ‌این سالن، خمیازه بکشد، ناگهان فضا پر از خمیازه می‌شود.‌ این تاثیر متعاکس و محاکات‌ امری طبیعی و حتمی ‌است.‌ اینک که وقت رو به اتمام است، تنها به دو موضوع از موضوعاتی که در نظر داشتم اشاره می‌کنم.
نخست آن که برای رسیدن به هر هدف اراده و خواست جدی ضروری است و قرآن کریم روی اراده و خواست انسان‌ها تاکید دارد، چنان که می‌فرماید:
«كانَ يُرِيدُ حَرْث الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنهَا وَ مَا لَهُ فى الاَخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ‏»(7)
«هر کس دنیا را بخواهد به او از دنیا نصیبی خواهیم داد ولی در آخرت دیگر نصیبی ندارد.»
«وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا»(8)
«آن که آخرت را بخواهد و در این راستا سعی وکوشش متناسب بروز دهد (به شرط ‌ایمان به خدا و آخرت) کوشش او با سپاس الهی روبرو می‌باشد.»
یعنی سعی و تلاش وی به هدر نمی‌رود و گم نمی‌شود نه تنها در آخرت که در دنیا پاداش و نتیجه اعمال خود را می‌بیند و تعبیر به صیغه ماضی «کان سعیهم مشکورا» بر‌ این مطلب ، یعنی تحقق وقوع کاملا گواهی می‌دهد. پس اگر بخواهید و مصمم باشید و بر طبق خواست خود کوشش و تلاش کنید، حتما به آرزوی خود می‌رسید،‌ اما توجه داشته باشید که آرزوی صرف و آرمان خشک و خالی ثمری ندارد بلکه اراده و تصمیم جدی لازم است که به دنبال آن سعی و کوشش متناسب معمول گردد.
موضوع دوم آن که در تعلیم و تربیت همت بلند و شرح صدر داشته باشید و آموخته‌ها و تجارب خود را با شرح صدر و بزرگواری و رایگان در اختیار شاگردانتان قرار دهید تا آنها نیز از شما بیاموزند و معلوماتشان را به دیگری بیاموزند و علمای ربانی تربیت کنند و ‌این سلسله را روز افزون باقی نگه دارند و همواره پاداش بزرگی برای شما ذخیره کنند و بدانید که دانشجویان و طلاب شما سرمایه‌های ارزشمندی هستند که آنها را با هیچ مال و ثروتی نمی‌توان مقایسه کرد، پس به مسائل مادی زیاد اهمیت ندهید. اگر شما یکصد شاگرد خوب، بلکه ده تا شاگرد خوب، تربیت کنید، آنها تصاعدی بالا می‌روند و به بیش از هزار نفر می‌رسند. از باب مثال به مرحوم صدوق ابن‌بابویه (رحمه‌الله علیه) نگاه کنید. او به هر کجا که سفر می‌کرد با بار شتری از کتاب مسافرت می‌کرد و بیش از دویست جلد کتاب تالیف و تصنیف کرد. از ‌این رو او نمرده است و هنوز زنده است و در هر کتابخانه‌ای که وارد شوید، آثار صدوق را مشاهده خواهید کرد و علمای شیعه همه مرهون تالیفات و زحمات او می‌باشند. پس اگر می‌خواهید جاودانه باشید مانند صدوق و‌ امثال او باشید و برای بقای خودتان کوشش کنید. حضرت ‌امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) می‌فرماید:
" یا کمیل هلک خزان الموال و هم احیاء و الطماء باقون"(9)
ثروت‌اندوزان‌ هالکند و علما باقی می‌مانند. اگر می‌خواهید باقی باشید، عالم شوید، عالم ربانی و یا متعلم علی سبیل نجات باشید همتتان عالی باشد و مشکلات را تحمل کنید. از چیزهایی که برای رسیدن به اهداف عالی و علمی لازم است، قناعت و تحمل سختی‌هاست. زندگی بزرگان دانش و محققان و علمای بزرگ، غالبا ساده و سخت بوده و شما نیز‌ این راه را انتخاب کنید و از عمر خود به‌نحو احسن بهره گیرید.
در خاتمه، از اساتید محترم که سال‌های متمادی در ‌این دانشگاه زحمت کشیده‌اند، از مدیران، خدمتگزاران و حتی آنها که جارو و نظافت می‌کنند، از همه آنها تشکر می‌کنم.
همه شما خدمتگزاران ‌امام صادق (علیه‌السلام) هستید و هر روز که از زیر تابلو دانشگاه‌ امام صادق (علیه‌السلام) می‌گذرید،‌ امید است که الطاف و دعاهای خاصه‌ امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) و‌ امام صادق (علیه‌السلام) شامل حالتان باشد و ان‌شاء‌الله فرزندانتان مومن و صالح باشند، و در راه علم و دانش، صفا،‌ ایمان و صلاح گام بردارند. تا در آینده پس از 1000 سال باز هم نام شما و خدماتی که برای اسلام و تشیع انجام دادید باقی بماند.
ما همه رفتنی هستیم و تنها دانشگاه می‌ماند و بقایش مرهون کوشش‌های علمی‌ و تربیتی شماهاست. من از شما تقاضا می‌کنم که در تعلیم و تربیت دانشجویان کوشش کنید. تعلیم و تربیت باید توام باشد و تربیت نیز دارای دو بعد است: تربیت علمی‌ و تربیت اخلاقی، و هر دو نوع تربیت از شما اساتید بر می‌آید. آثار اخلاقی و تربیتی را که استاد فلسفه ، فقه، حقوق و حتی فیزیک بر شاگردانش باقی می‌گذارد، به مراتب از آثار درس اخلاق صرف بیشتر است.
استادی که شاگردانش او را به علم و تقوی قبول داشته باشند با یک اشاره به نصیحت می‌تواند شاگردان خود را متحول کند. ‌امید است که انفاس قدسیه شما در ساختن دانشجویان دانشمند و متعهد موثر باشد‌. ان‌شاء‌الله تعالی.
* این سخنرانی به مناسبت پانزدهمین سال افتتاح واحد خواهران و دهمین دوره فارغ‌التحصیلی دانشجویان این واحد در پاییز 1383 ایراد شده است.

 

1- سوره قصص، آیه 5
2- بحارالانوار، ج77، ص 173
3- همان، ج 10، ص 94، باب 7
4- همان
5- سوره ابراهیم، آیه 4
6- سوره سباء، آیه 28
7- سوره شوری، آیه 20
8- سوره اسراء، آیه 19
9- بحارالانوار جلد9، صفحه 75 موعظه امیرالمومنین (علیه‌السلام)

نام:
ایمیل:
* نظر: