کد خبر: ۵۲۰
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۷:۲۷

بسم‌الله الرحمن الرحیم*
قال‌الله تعالی فی کتابه الکریم: « انَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذينَ امَنُوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعونَ »(1)
خدا را شکر که‌این جشن در‌ ایام مبارک و فرخنده ماه مبارک رجب، ماه امامت، ولایت و بعثت و در سال امیر‌المومنین علی(علیه‌السلام)، در دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام)، واحد خواهران برگزار می‌شود.
این روز را به همه شیعیان و دوستداران مولا علی(علیه‌السلام)، به مهمانان ارجمند، دانشجویان، کارکنان و کارمندان، برگزارکنندگان ‌این جشن و به ویژه به فارغ‌التحصیلان و دانش‌آموختگان عزیز-آنها که با تلاش و کوشش فراوان توانسته‌اند مقطع لیسانس را بگذرانند و به مقاطع بالاتر وارد شوند- تبریک می‌گویم. ماه رجب، ماه عبادت و ولایت است، ماه بعثت است؛ بعثت خاتم انبیا. در‌این ماه، سه روز مبارک به نام‌ایام البیض وجود دارد. ‌ایام البیض را به روزهایی که شب‌های آن درخشان است تفسیر کرده‌اند؛ زیرا ماه در بالای افق و آسمان قرار می‌گیرد، و قرص ماه کاملا روشن است و‌این مسئله تا شب بدر که شب پانزدهم است، ادامه دارد.
ولی در زبان عربی،«ایام البیض» به معنای روزهای روشن است؛ ولی چون روزها همیشه روشن است شاید منظور از روشنی ‌این روزها، نور و برکت معنوی آنها است که برای عبادت‌کنندگان روشنی‌بخش و نورآفرین است. خوشا به حال آنان که توفیق روزه گرفتن و عبادت را در‌این روزها پیدا می‌کنند و در روز قیامت، مخاطب خطاب «این الرجبیون» قرار می‌گیرند. امیدواریم که خداوند ‌این خلعت مبارک را بر ‌اندام همه ما بپوشاند.
این ماه را «رجب الاصب» نیز گویند؛ زیرا در ‌این ماه، رحمت خدا ریزش فراوانی دارد و چنانچه توفیق روزه داری در‌این سه روز را پیدا کردید، تمرین کنید تا در تمام سال، در هر ماه، حداقل سه روز را روزه بگیرید که امام باقر(علیه‌السلام) فرمود:
«اگر کسی سه روز را در هر ماه روزه بگیرد مانند آن است که تمام ماه را روزه باشد و اگر اول و وسط و آخر هر ماه را روزه بگیرد، مانند آن است که تمام سال را روزه‌دار باشد.»(2)
این ‌ایام‌، متعلق به علی (علیه‌السلام) است و من به عنوان مقدمه بحث سه حدیث حضور شما عرض می‌کنم:
حدیث اول) رسول خدا(ص) فرمودند:
«مَنْ تَعَلّمَ لله وَ علم‌لله و عَمِلَ لِلّهِ دُعِيَ فِي مَلَكُوتِ السّمَاوَاتِ عَظِيماً »(3)
«اگر کسی برای خدا دانش بیاموزد و به دیگران تعلیم دهد و علم را برای خدا به مرحله عمل برساند، در ملکوت آسمان‌ها بزرگ شمرده می‌شود.»
حدیث دوم) امیر‌المومنین(علیه‌السلام) فرمودند:
«الناس ثلاثه : عالم ربانی و متعلم علی سبیل نجاه وهمج رعاع، اتباع کل ناعق یمیلون مع کل ریح.»(4)
«مردم سه دسته هستند: گروهی عالم ربانی و دانشمند الهی هستند که در مسیر آموزش و پرورش برای خدا علم خود را در اختیار دیگران قرار می‌دهند و گروهی نه عالمند ونه متعلم؛ و از خود اراده‌ای ندارند و به دنبال هر صدایی می‌روند و همانند پشه‌های روی مرداب با جریان باد، به‌این طرف و آن طرف پراکنده می‌شوند و تکیه‌گاه محکم و استواری ندارند.»
متاسفانه دسته سوم نمی‌دانند چه می‌کنند و به وظایف رسالت و اهداف خود، آگاهی ندارند. سر و صداها و جار و جنجال‌ها، آنها را به هر سویی می‌برد،‌ اینها از ضالین و مضلین خواهند بود (هم خود گمراهند و هم دیگران را به بیراهه می‌بردند.»
حدیث سوم) امیر‌المومنین علی (علیه‌السلام) فرمودند:
« رَحِمَ اللهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَ فی أینَ وَ إلی أینَ.»(5)
«خدا رحمت کند آن انسانی را که بداند از کجا آمده، در کجا هست و به کجا می‌رود؟»
انسان باید بداند که از کجا آمده؟ به منشا عالم توجه کند که آیا مادی است یا غیرمادی. اگر «رحم‌الله» را جمله دعایی نگیریم، معنای حدیث‌ اینگونه می‌شود که خداوند انسانی را مورد رحمت قرار داده است که مبدا آفرینش را بشناسد و در میانه راه به جایگاه خود آشنا باشد و به آخر کار هم توجه داشته باشد که به چه سویی می‌رود.
من با توجه به ‌این سه حدیث می‌خواهم هدف از تاسیس‌ این دانشگاه را مجدداً برای شما بازگو کنم تا خواهرانی که در ‌این دانشگاه تحصیل می‌کنند با اهداف اساسی موسسان‌ این دانشگاه آشنا شوند و با توجه به‌ این اهداف، تحصیل کنند؛ زیرا اگر غیر از ‌این باشد، هم هدف‌های ما «هبآءً منثوراً» شده):
« وَقَدِمْنَا إِلَی مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا»(6)
هم شما به نتیجه مطلوب نمی‌رسید. اولا بدانید که اهداف دانشگاه ما غیر از دانشگاه‌های دیگر است؛ البته نمی‌خواهم به دانشگاه‌های دیگر جسارت کنم؛ زیرا همه آنها اهداف عالیه دارند ولی شاید به‌ این شکلی که ما پایه‌ریزی کرده‌ایم، پایه‌ریزی نکرده‌اند. اشکالی که بر آنها وارد است کم‌توجهی و یا عدم توجه به‌این اهداف است؛ از‌این رو امام (رحمه‌الله علیه) در آغاز انقلاب آن هنگام که گروهک‌ها دانشگاه‌ها را به تعطیلی کشاندند و انقلاب فرهنگی‌ ایجاد شد و ستاد دانشگاهی و شورای انقلاب فرهنگی به وجود آمد، همیشه تاکید می‌کردند که دانشگاه‌ها را اسلامی‌کنید. مسئله اسلامی‌شدن دانشگاه‌ها در زمان مقام معظم رهبری(دام بقائه) نیز تکرار و در تعریف و تبیین آن، مقالات بسیاری نوشته شد ولی نتیجه بخش نبود.
حضرت امام منظورشان از دانشگاه اسلامی‌چه بود؟ آیا منظور آن بود که تمام علوم اسلامی‌شود؟ یعنی هندسه اسلامی، فیزیک اسلامی‌ یا مهندسی و ریاضی اسلامی.‌ ولی مگر ریاضی، اسلامی‌ و غیر اسلامی‌دارد؟!‌ آیا مقصود از دانشگاه اسلامی‌ این است که ظاهرش اسلامی ‌شود و خانم‌ها حجاب داشته باشند و آقایان هم اخلاق اسلامی‌ را رعایت کنند!
حال، با‌ این مقدمه، می‌خواهم اهداف اساسی از تاسیس دانشگاه را بیان کنم؛ من ‌این اهداف کلان را در پنج نکته خلاصه کرده‌ام:
1- نخستین هدف ما، هدفی نظری است؛ یعنی تحقق نظامی‌علمی‌ و معرفتی بر پایه معارف و جهان‌بینی اسلامی. شما ممکن است حقوق بخوانید ولی نه بر پایه جهان‌بینی اسلامی؛ چون علم حقوق‌، از حقوق انسان‌ها بحث می‌کند. روابط انسان‌ها، حقوقی متقابل را ‌ایجاد می‌کند. شما، من، پدر، مادر، دولت، ملت و ملت‌ها بر گردن یکدیگر حق داریم.‌این بحث در همه جا هست؛ چه آنهایی که خدا پرستند و چه غیر از خدا پرست‌ها!
سازمان ملل هم بحث از حقوق بشر می‌کند، اما ‌این سوال مطرح است که ‌این حقوق از کجا نشات گرفته و اگر کسی برای خود یا دیگران حقی قائل است، ‌این حق از کجا ناشی شده است؟
امکان ندارد که شما حقی را تصور کنید که مبنای فلسفی و نظری نداشته باشد؛ و مبتنی بر نوعی جهان‌بینی نباشد. حتی آنهایی هم که مادی هستند‌، برای خود فلسفه‌ای دارند، لاییک‌ها و سکولارها نیز مبنایی دارند و عناوینی مانند حق، ناحق، درست و نادرست را با اصول موضوعه خود ارزیابی می‌کنند. در حقوق اسلامی‌ تنها «انسان» محور نیست. اگر بحث از حقوق زن می‌کنیم، منظورمان فمنیسم نمی‌باشد. اگر بحث از حق ‌می‌کنیم بر مبنای ماتریالیسم تاریخی‌، سوسیالیسم یا کاپیتالیسم نیست.
تلاش ما‌ این است که همه دانشجویان، یک دوره اجمالی با فلسفه و کلام اسلامی‌آشنا شوند. ما معتقدیم در علوم انسانی که مبنای فلسفی دارد، مبنای نظری باید مورد توجه قرار گیرد و خلاصه پایه‌های معرفتی و جهان شناختی ما بر جهان شناختی الهی استوار باشد. این امر، مبنایی است که بشر سال‌ها روی آن کار کرده است؛ بنابراین نخستین هدف ما در اسلامی‌کردن دانشگاه، دستیابی به نظامی‌ علمی، معرفتی است که بر پایه معارف و جهان‌بینی دینی و اسلامی‌استوار باشد. ‌اینکه دانشگاه‌ها، با وجود تاکید زیاد حضرت امام( رحمه‌الله علیه) اسلامی‌نشد، بدان جهت بود که مبنای علوم دانشگاهی، الهی نبود و بسیاری از اساتید‌، الهی فکر نمی‌کردند.
2- هدف اساسی دیگر ما پاسخگویی به سوال‌ها و چالش‌هایی است که در اذهان دوستان مومن پدید آمده است. قهرا هر چه بشر از لحاظ تکنیک و فناوری پیشرفت کند، سوال‌های بیشتری برایش مطرح می‌شود. ما باید در دانشگاه‌ها، پاسخگوی سوال‌های علمی‌دانشجویان باشیم؛ آن هم پاسخی دانشگاهی که دانشجو بتواند بپذیرد.
3-‌ایجاد جو تفاهم میان حوزه و دانشگاه؛ کشور ما یک کشور اسلامی‌ است. پیش از انقلاب، هم حوزه علمیه و هم‌دانشگاه، هر دو وجود داشتند. پس از انقلاب هم، هیچ وقت امام (رحمه‌الله علیه) نفرمودکه دانشگاه‌ها را تعطیل کنید، حوزه علمیه قم کافی است. یکی از تهمت‌هایی که به ما می‌زدند‌ این بود که ما با دانشگاه مخالفیم. من گفتم که که بهترین دلیل بر موافقت ما با دانشگاه، همین اهتمام ما در تاسیس دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام) بود.
هدف از تاسیس‌ این دانشگاه‌ این بود که دانشجویان ما تک بعدی تحصیل نکنند. غرض آن است که دانشجویی تربیت کنیم که اگر با یک طلبه برخورد کرد، بتواند با او صحبت کند و تفاهم داشته باشد.
در ابتدای انقلاب، شورای انقلاب اسلامی متشکل از اعضای روحانی و غیر روحانی و دانشگاهی بود و ما گاهی سخنان یکدیگر را درک نمی‌کردیم و به قول امروزی‌ها،  گفتمان واحد وجود نداشت؛ زیرا آنها مطالبی می‌گفتند که ما نمی‌فهمیدیم- اصطلاحات آنها اصطلاحات دیگری بود- و از طرفی، ما چیزهایی می‌گفتیم که آنها نمی‌فهمیدند.
شاید هر دو یک چیز می‌خواستیم؛ مثل قصه‌ای که مولوی در مثنوی آورده که سه نفر ترک زبان، عرب زبان و فارس با هم همسفر شدند. آنها برای تهیه غذا با هم اختلاف پیدا کردند، چون زبان یکدیگر را نمی‌فهمیدند فارس زبان می‌گفت: انگور، ترک می‌گفت: اوزوم و عرب می‌گفت: عنب،تا ‌اینکه یک نفر، پیدا شد وگفت: شما هر سه یک چیز را می‌خواهید ولی زبان یکدیگر را نمی‌فهمید.
آری، بسیاری از اوقات، ما زبان مشترک برای مفاهمه نداریم. دانشجویان ما، مسلمان و مسلمان زاده و بچه‌های خوبی هستند و با اسلام سرجنگ وستیز ندارند، ولی زبان مفاهمه زبانی است که باید آموخت. قهرا باید زبان دانشجو را یاد بگیریم و دانشجو نیز زبان ما را !
پیش از انقلاب‌ این فکر وجود داشت و پس از تعطیلی دانشگاه‌ها نیز در شورای انقلاب فرهنگی‌ این احساس پیدا شد که در نظام اسلامی‌ بایستی جو تفاهم و زبان مفاهمه در جایی پدید‌ آید؛ یکی از آن مکان‌ها دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام) بود که خواستیم دروس حوزوی و دانشگاهی، همزمان در آن تدریس شود. بسیاری از دانشجویان ما، سوال می‌کنند که ما علوم سیاسی می‌خوانیم، دروس عربی برای چیست؟ فقه، فلسفه و تفسیر قرآن چرا؟! و پاسخ‌ این است که ما نیاز به «زبان مفاهمه» داریم.
4- تربیت دانش‌آموختگانی هدفدار و خود ساخته؛‌ این تربیت، تربیتی توأمان علمی ‌و عملی است. هدف ما تربیت دانشجویی است که دارای اهداف الهی باشد. ممکن است دانشجویی در رشته حقوق تحصیل کند، یا حتی فقه بخواند ولی مادی فکر کند و مادی بیندیشد و به دنبال زندگی و مادیات باشد و درس را برای مقام و ثروت دوست داشته باشد؛‌ این دانشجویی نیست که ما می‌خواهیم. نمی‌گویم به دنبال کار نباشید ولی باید هدف شما در تحصیل، الهی باشد. ان‌شاء‌الله بعد از تحصیل، علاوه بر کار و اشتغال روزمره، مروج و مبلغ معارف الهی و مربی و معلم خوبی برای دیگران باشید و مردم را به خیر و صلاح دعوت کنید.
5- ما می‌گوییم در محیط اسلامی‌ بایستی تمام علوم الهی باشد، حتی فیزیک و ریاضی نیز الهی باشد. ممکن است کسی بگوید مگرهندسه، الهی و غیر الهی دارد؟ هندسه، هندسه است؛ چه در کره ماه، چه در زمین، چه در آمریکا! در‌ هاروارد آمریکا، آکسفورد انگلستان و چه در دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام)، هندسه، همان هندسه است؛ ولی یک تفاوت وجود دارد. به فیزیک از دو زاویه می‌توان نگاه کرد؛ به گلی که در باغچه روییده، با دو رویکرد می‌توان نگریست. یک رویکرد ‌این است که ‌این گل زیبا و معطر است و موادی که در آن وجود دارد شامل چه و چه است؛ ‌این رویکرد تنها رویکرد علمی‌ و مادی است ولی یک نگاه دیگر هم وجود دارد و آن،‌ این است که بیننده گل، به آفریننده گل و به باغبانی که ‌این باغ را آراسته توجه کند. با توجه به ‌این دو دیدگاه، دانش فیزیک دو نوع می‌شود: الهی و غیرالهی!
عده‌ای هر چه تحقیق می‌کنند، در نمی‌یابند که ماورای کیهان چیست. عده‌ای دیگر پاسخشان را از ماوراء می‌گیرند و به الهیات می‌رسند. هدف ما این است که دانشگاه الهی باشد. استاد و دانشجو نیز الهی باشند و به ‌این سمت حرکت کنند.‌ این پنج هدف اساسی بود که ذکر کردم.
حالا باید درمورد سیاست‌هایی که برای رسیدن به‌ این اهداف لازم است فکر کنید و از دیگران کمک فکری بگیرید تا دانشگاه را به اهداف مورد نظر خود برسانید؛ در غیر‌ این صورت اگر شما هم مثل برخی از دانشگاه‌های دیگر، به یک سری معلومات خشک بسنده کنید، ما به اهدافمان نمی‌رسیم. اگر هدفتان الهی شد، به تربیت انسان‌های خود ساخته‌ای توفیق می‌یابید که هر کدامشان به ‌اندازه هزار انسان ارزشمندند.
کدام صاحب علمی است که ملائکه بال‌های نورانی خود را زیر پای او می‌گسترانند و خاک پایش را توتیای چشم می‌سازند؟! بلی! دانشجویی که لله و بالله و الی‌الله درس بخواند.
عزیزان! خدا را در نظر داشته باشید، تقوا پیشه سازید. نورانی و با صفا باشید و به پدر و مادر، اساتید، گذشتگان، علما و اولیای خدا احترام بگذارید تا به بزرگی برسید. من از شما خواهران عزیز تقاضا دارم که در ‌این دوران جوانی که دوران خودسازی، بازگشت به خویشتن و بازگشت به سوی خداست به ویژه در ماه‌های رجب‌، شعبان و رمضان- که از ماه‌های خودسازی است- به معنویات بیشتر توجه کنید. البته‌ این بدان معنا نیست که در گوشه‌ای منزوی شوید و به عبادت بپردازید؛ بلکه در میدان علم و عمل به خودسازی بپردازید. شما اساتید محترم، دانشجویان و کارکنان بکوشید تا جو علمی و دینی ‌این دانشگاه روز به روز شکوفاتر شود. اهدافی را که بنده ذکر کردم، نیاز به سعی‌ وافر، پژوهش، بررسی، مطالعات مجدد و بازنگری دارد. نباید به کتاب‌های نوشته شده بسنده نمود. بنده از همان روز به مسئولان و برنامه‌ریزان دانشگاه تاکید کردم که هر روز ما بایستی نو و تازه باشد و به قول مولوی:
این جهان نو می‌شود هر روز و ما                غافل از این نو شدن ‌اندر بقا
چنان که خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید:
«كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ»(7)
خداوند هر روز در کار جدید و شان جدیدی است و عالم را از نو می‌سازد. ما برای مواجهه با دنیایی تازه، هر روز باید حرفی جدید و نو داشته باشیم؛ اساتید بزرگوار باید نوآوری و مطالعات جدید داشته باشند و هر سال، با نظر و‌ ایده نو درسنامه‌ها تجدید نظر کنند و به درس‌های گذشته بسنده نکنند. بلکه باید همواره با مطالعه افکار و آری دیگران، نسبت به افکار و تحقیقات جدید آگاهی پیدا نکنند.
استاد باید مطالعه و تحقیق و پژوهش کند و دانشجو هم باید در راه آموزش و پژوهش بکوشد. ‌این نکته علمی‌بود و اما نکته عملی، آن است که با کسانی معاشرت کنید که دیدن آنها شما را به یاد خدا می‌اندازد، زیرا نفس دوستان شما در شما اثر می‌گذارد. با کسی معاشرت کنید که نفسش شیطانی نباشد؛ چرا که چنین فردی قطعاً انسان را به سوی شیطان سوق می‌دهد و باعث گمراهی او می‌شود.
ان‌شاء‌الله همگی موفق باشید و خداوند به ما نیز توفیق دهد تا هر روز، بهتر از دیروز با امکانات بیشتر در خدمت شما باشیم.
* این سخنرانی به مناسبت ششمین دوره فارغ‌التحصیلی دانشجویان، واحد خواهران در 17 مهرماه 1379 ایراد گردیده و در دو ماهنامه مشکوه‌النور، ش 15، سال 4، 1380، ص 3-7 به چاپ رسیده است.


1- سوره مائده، آیه 55
2- من لایحضر الفقیه، ج2، ص 92، باب ثواب صوم رجب
3- کافی، جلد1، ص 35، باب ثواب العالم و المتعلم
4- بحارالانوار، ج1، ص 187
5- حکمت متعالیه، ج9، ص 355؛ شرح رساله الحقوق، ص 88
6- سوره فرقان، آیه 23
7- سوره رحمن، آیه 29

نام:
ایمیل:
* نظر: