کد خبر: ۵۱۱
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۵
»

 

پس از آنکه مسئولیت کمیته را پذیرفتم، بحث این شد که محل آن کجا باشد. نخست مجلس شورای ملی پیشنهاد شد و بالاخره مقر خود را در آنجا قرار دادیم. در آغاز چند نفر از اعضای هیات‌‌های مؤتلفه، به خصوص آقای عسگراولادی هم در کنار ما بودند. از مجاهدین انقلاب آقای بهزاد نبوی(1)، آقای الویری(2) آقای مهندس فروتن- که الان در سپاه هستند- و شاید یکی دو نفر دیگر هم بودند که از آنها شورایی به نام «شورای مرکزی کمیته موقت انقلاب» تشکیل دادیم. مسئولیت فرماندهی آن هم با بنده بود، ولی تصمیم‌گیری آن شورایی بود. البته بنده اخوی آقای باقری(3) را هم آوردم که در آن جمع بودند و از روز اولی که بنده به کمیته آمدم از ایشان برای همکاری دعوت کردم (البته ایشان قبل از انقلاب مدتی به کسب و تجارت اشتغال داشت)، ایشان هم دستیار و همراه صدیق و مخلص و پرکار بنده بودند که هم‌اکنون به عنوان قائم‌مقام حقیر در دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام) می‌باشند.
در آغاز ورود به کمیته، مقدمات کار را فراهم کردیم: یکی اینکه قسمتی از ساختمان‌های قدیمی مجلس را انتخاب کردیم و به حداقل هم اکتفا کردیم که اموال عمومی را زیاد اشغال نکنیم؛ و قسمت جدید ساختمان را اصلا دست نزدیم. بازداشتی‌ها، مراجعان و خبرنگاران نیز در قسمت‌های قدیم قرار دا شتند. در آن ایام آشوب و بحران همه‌جا حکمفرما بود؛ گاهی خبر می‌آمد که مثلا در اهواز درگیری شده، در فلان پادگان درگیری است، به فلان پادگان حمله کردند یا در فلان کارخانه اعتصاب یا تظاهرات شده و همین طور در سراسر کشور وضع به همین منوال بود. یادم است این قدر این اتاق‌ها شلوغ و پر از سروصدا بود که من زیر میز می‌رفتم و دو تا گوشی یکی به این گوشم یکی به آن گوشم می‌گذاشتم. برای مثال یکی از اهواز و دیگری از اصفهان تماس می‌گرفت. بنده می‌بایست در این موقعیت با نداشتن سابقه فرماندهی فرمان بدهم که چه کار کنیم. واقعا می‌گویم که از معجزات انقلاب بود که به یاری و هدایت الهی کارها خوب پیش می‌رفت و مسائل کمیته سروسامان گرفت. الان فکر می‌کنم که ما آن موقع اصلا چه طور این کارها را کردیم؟ نمی‌خواهم بگویم. هرچه کردیم همه درست بوده، چنین ادعایی نمی‌توانم بکنم، ولی با همه ناشی‌گری و با توجه به آن بحران، برادرانی که الان مسئولند با این جوان‌هایی که این دوره آمدند، خیال می‌کنند که جاده از اول همین‌طور شوسه بوده است؛ غافل از اینکه انقلاب خیلی گرفتاری و مشکلات داشت. اداره مملکت به دست کسانی افتاد که سابقه کار اداری و اجرایی نداشتند. آن هم با نبودن مقررات و آیین‌نامه‌‌های مدون و از پیش تعیین شده خیلی مشکل بود. آن وقت هیچ چیز در دسترس نبود و واقعا با همه مشکلات آن زمان باز هم مملکت خوب اداره می‌شد. البته به تدریج تجربه‌مان بیشتر شد و فضای بیشتر و امکانات و نیروهای بیشتر در اختیار گرفتیم.
یکی از کارهایی که در کمیته کردیم این بود که 1500 کمیته تهران را تصفیه کردیم و نیروها و مواضع و پایگاه‌ها را محدود کردیم تا بتوانیم کمیته را اداره کنیم. اول این 1500 تا را منطقه‌بندی کردیم و تهران را به 14 منطقه تقسیم نمودیم. البته الان شهرداری 25 منطقه است، ولی ما آن موقع تهران را به 14 منطقه تقسیم کردیم و این مناطق را روی نقشه آوردیم و مناطق تهران را خط‌کشی و حدود و مرز این منطقه‌ها را مشخص کردیم. بعد آمدیم یک کمیته اصلی برای هر منطقه در نظر گرفتیم و این مناطق سبب شد که وقتی بعد از انقلاب جامعه روحانیت رسما تشکیل شد در جامعه روحانیت هم به همان صورت 14 منطقه عمل شد و تقریبا مسئولین مناطق، همان مسئولین جامعه روحانیت هر منطقه بودند. از این مناطق؛ کرج، شهر ری و شمیران را می‌توان نام برد البته کمیته‌های فرعی هم در حول و حوش آنها وجود داشت. و بسیاری از آن کمیته‌هایی که زیادی یا ناجور بودند تصفیه و تعطیل کردیم.

 

 

1- بهزاد نبوی از مبارزان سیاسی با گرایش چپ در عصر پهلوی بود که در زندان با شهید رجایی آشنا شد و همین امر موجب گرایش او به اندیشه‌های اسلامی گردید. پس از پیروزی انقلاب به عنوان یکی از اعضای مجاهدین انقلاب اسلامی و با حمایت شهید رجایی به کابینه او راه یافت. وی در طول سال‌های اخیر با احیاء مجدد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با همکاری تنی چند از هم‌فکرانش به فعالیت سیاسی مشغول بود. وی در دوره ششم مجلس شورای اسلامی از سوی مردم تهران به عنوان نماینده انتخاب شد.

2- مرتضی الویری از مبارزان سیاسی پیش از انقلاب اسلامی که با سازمان مجاهدین خلق همکاری داشت و به همین مناسبت بارها مورد تعقیب قرار گرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان نماینده مجلس از سوی مردم تهران انتخاب شد. وی پس از آن با احراز سمت‌هایی چون شهردار تهران به فعالیت‌های اجرایی پرداخت.
3- آیت‌الله حاج شیخ مهدی باقری کنی فرزند اسدالله در سال 1305 ش در روستای کن به دنیا آمد پدرش از کسبه و کشاورزان آن منطقه بود. وی در سال 1328 ش به هنگام خدمت سربازی جهت تحصیل در علوم حوزوی به مدرسه لرزاده و مدرسه حاج ابوالفتح رفت و در سال 1330 ش جهت ادامه تحصیل به قم مهاجرت کرد و نزد اساتید بنام روزگار تلمذ نمود. وی از جمله روحانیون است که پس از قیام 15 خرداد 1342 دستگیر و به مدت 3 ماه زندانی شد. او پس از آزادی، در حومه بازار به مراوده با مبارزان مسلمان و ادامه فعالیت سیاسی مشغول گردید. در سال 1345 ش به دنبال دستگیری برادرش آیت‌الله مهدوی کنی برای مدت کوتاه در مسجد جلیلی به جای ایشان امام جماعت بود. پس از انقلاب اسلامی به همراه آیت‌الله مهدوی کنی تا سال 1361 ش در کمیته انقلاب اسلامی فعالیت کرد و پس از آن جهت تدریس و امور اجرایی به دانشگاه امام صادق(ع) رفت. از دیگر فعالیت‌های ایشان احراز نمایندگی دوره‌های اول و دوم مجلس خبرگان و نیز نمایندگی از سوی آیت‌الله مهدوی کنی در شورای عالی امنیت ملی در دوره ریاست جمهوری شهید رجایی و مهندس موسوی بود وی هم‌اکنون در دانشگاه امام صادق(ع) به عنوان قائم‌مقام ریاست دانشگاه به تدریس نیز مشغول است.
نام:
ایمیل:
* نظر: