کد خبر: ۴۶۸
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۴۶

حضرت آیت‌ الله مهدوی کنیمشروح گفتگوی حضرت آیت الله مهدوی کنی با هفته‌نامه آدینه تهران
«از ظرفیت عاشورا در مسیر ارتقای معرفت و بصیرت جامعه استفاده کنیم» این توصیه ویژه حضرت آیت الله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان و دبیر کل جامعه روحانیت مبارز به روحانیون، مبلغین و وعاظی است که در ایام سوگواری حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام، مجالس عزاداری را در سر تا سر کشور برگزار می‌کنند و به ایراد خطابه، روضه و سخنرانی می‌پردازند. در ادامه مشروح گفتگوی ایشان با هفته‌نامه ستاد نماز جمعه تهران تقدیم می‌شود:

با تشکر از حضرتعالی بخاطر فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، با توجه به فرا رسیدن ماه محرم چه توصیه‌ای به مردم دارید؟
فرا رسیدن ماه محرم و ایام شهادت سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام را به عموم شیعیان تسلیت میگویم. اقامه عزا برای سالار شهیدان علیه السلام مورد تأکید ائمه بوده و در مناسبت‌های مختلف، آن را سفارش فرموده‌اند.
در سیره امامان دو مسأله قابل توجه است: نخست مسأله حزن و گریه بر امام حسین علیه السلام و ارجاع تمام مصائب به مصیبت سید الشهدا علیه السلام. در روایات داریم که هرگاه در محضر امام صادق علیه السلام نام امام حسین علیه السلام برده می‌شد آن روز تا غروب خنده بر لبان حضرت دیده نمی‌شد. در سیره بقیه ائمه هم وارد شده که در ماه محرم و هنگام بردن نام امام حسین علیه السلام محزون بودند.
لذا مدیریت احساسات جامعه و پیوند و ارجاع تمام مصائب به مصیبت سید الشهدا علیه السلام نکته‌ایست که مد نظر امامان قرار داشته است و در روایت حضرت رضا فرمود: (إن کنت باکیاً لشی فابک للحسین)1
دیگر آنکه مسأله اقامه ماتم و برپایی عزای سید الشهدا علیه السلام است که مردم باید بدان توجه خاص داشته باشند. در سیره امامان مسأله اقامه عزای امام حسین علیه السلام نکته برجسته‌ایست. امام باقر علیه السلام اقامه مجلس عزا برای امام حسین علیه السلام داشتند (و به دیگران نیز چنین دستوری می‌دادند.)2
در همین راستا و برای احیای نام و پیام امام حسین علیه السلام ائمه توجه خاص به عنصر تبلیغات داشتند. ثواب و فضیلت‌هایی که برای سرودن شعر در رثای امام حسین علیه السلام و نیز فضیلت‌هایی که برای ابکاء و گریاندن دیگران3 نقل شده در این مسیر قابل ارزیابی و تحلیل است.
ما اگر به فضیلت حزن و گریه کردن و گریاندن و شعر سرودن و نیز اهمیت تربت حسینی علیه السلام و اهمیت زیارت آن حضرت در مجموعه روایات توجه کنیم می‌بینیم در فرمایشات امامان مسأله احیاء نام و یاد امام حسین علیه السلام جایگاه برجسته‌ای دارد فلذا مردم ما باید اهتمام خاص به شرکت در مجالس عزاداری داشته باشند. رسانه‌ها نیز باید به رونق مجالس و انتقال پیام امام حسین علیه السلام کمک کنند.
به نظر حضرتعالی علّت این همه تأکید بر احیای مجالس امام حسین علیه السلام از سوی امامان چیست؟
تأکید امامان می‌تواند علل متعددی داشته باشد. از یک سو عمق فاجعه عاشورا به گونه‌ای است که نظیر ندارد و در برخی تعابیر روایی آمده (لا یوم کیومک یا ابا عبدالله) و فاجعه‌ به گونه‌ای است که بر تمام هستی سایه افکنده است (اَعْظَمَ رَزِیتَها فِى الاِسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَرْضِ)
از سوی دیگر نقشی است که عاشورا و مجالس حسینی علیه السلام در تربیت انسانها و هدایت بشریت به سمت قرب الی الله ایفا می کند.
مجالس سوگواری سید الشهدا علیه السلام در طول تاریخ باعث ترویج اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و بسط فرهنگ عزت و جهاد بوده است.
اظهار حزن، و شرکت در اندوه ولی خدا، تولّی انسان به ولایت الهی را تقویت نموده و اظهار برائت از دشمنان جریان حق، نیز به تقویت تبرّی می‌انجامد، تولی و تبری، حرکت انسان در مسیر قرب الی الله را تنظیم می‌کند لذا در زیارات حضرت به این دو نکته توجه ویژه شده است. دلیل دیگری که می‌توان مطرح کرد، معرفت و بصیرتی است که از این راستا نصیب جامعه می‌شود. در زیارت اربعین حضرت علیه السلام وارد شده که «و بذل مهجته فیک لیستقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة». امام راحل تأکید داشتند که محرم و صفر اسلام را زنده نگه‌ داشته است. مجموعه معارفی که از این مسیر به جامعه منتقل می‌شود و در نتیجه بصیرتی که از آن حاصل می‌شود می‌تواند یکی از علل این توجه باشد. حرکت امام حسین علیه السلام از همان آغاز باعث به وجود آمدن بصیرت در جامعه دینی شد.
اگر مجالس حسینی آن گونه که مورد نظر امامان بوده شکل بگیرد باعث نجات یک امت خواهد شد. امام  راحل با محوریت و استفاده از همین مجالس توانست قدرت طاغوت را ریشه کن و نظام جمهوری اسلامی را تأسیس کند. امام می‌فرمود ملت‌ ما با همین گریه یک قدرت دوهزار و پانصد ساله را از بین برد.4
لذا گریه مظلوم یک فریاد در مقابل ظالم است و به همین خاطر رضاخان مجالس عزاداری را ممنوع کرد. بر این اساس مجالس امام حسین علیه السلام می‌تواند کانون بیداری و به تعبیر مقام معظم رهبری «بصیرت» در جامعه باشد.
حضرت عالی به عنوان رئیس مجلس خبرگان چه توصیه‌ای به مبلغان مذهبی و نیز رسانه‌ها در این راستا دارید؟
رسانه‌ها و مبلغین باید که اولاً هدف و پیام حضرت امام حسین علیه السلام را درست توجه کنند و ثانیاً با توجه به مقتضیات زمانه برای نسل جدید و دنیای معاصر به زبان روز تحلیل و تفسیر کنند بخاطر نقش تاریخی که محافل سوگواری در بیداری اجتماعی و مذهبی و سیاسی جامعه شیعه در طول تاریخ و به خصوص در انقلاب اسلامی داشته بر پایه همین اهمیت و حساسیت، استعمار و دشمنان تلاش جدی در مسیر انحراف این جریان فرهنگ‌ساز دارند، لذا علمای دین و خطبا باید به عنوان «العالم بزمانه» در عرصه «آسیب‌شناسی» و به عنوان «طبیب دوّار بطبه» در عرصه آسیب زدایی و هدایت نقش جدی داشته باشند.
جایگاه خطابه و عنصر تبلیغ در قرآن نیز برجسته است. قرآن مأموریت انبیا را تبلیغ رسالت‌های الهی می‌داند که در این مسیر نیز از هیچ قدرتی واهمه نداشتند. نقش تبلیغ در دوران کنونی که عصر ارتباطات نام گرفته بهتر قابل درک است. همانگونه که معجزه جاوید پیامبر خاتم از نوع کلام است در عصر خاتمیت نیز که عصر بلوغ بشر است اگر بنا باشد معجزه‌ای مطرح شود از جنس پیام خواهد بود. خود امام حسین علیه السلام در مسیر حرکت از مدینه به مکه و از آنجا به کوفه از خطابه بهره جست. کاروان اهل بیت نیز در مسیر حرکت به شام از خطابه بهره گرفت لذا توجه به مسأله تبلیغ در هدایت و تنویر افکار عمومی لازم است.
از نظر حضرتعالی بایسته‌های تبلیغ چیست؟
بایسته‌های تبلیغ و خصوصا خطابه را در دو بخش بایسته‌های محتوایی از قبیل الهی بودن، مستدل بودن محتوای پیام و خطابه، مستند بودن، و انطباق با مقتضیات فرهنگی مخاطب و بایسته‌های شکلی از قبیل فصاحت و بلاغت، رعایت مسائل جانبی خطابه مثل زمان و مکان و نحوه ارائه، شرایط سنی خطیب و مخاطب و... می‌توان مطرح کرد. البته توجه فرمایید که از بایسته‌های تبلیغ عاشورایی توجه به این است که وعاظ و خطبا از مسئله بکاء و إبکاء و مسائل احساسی و عاطفی عاشورا و نیز دعوت مردم به رعایت شئونات اسلامی و اخلاقی و بیان احکام شرعی غافل نشوند، و صرفاً اکتفا به مسائل عقلانی، سیاسی و اجتماعی کافی نیست. در اینجا به برخی از موارد مهم می‌پردازیم.
نکته اول: خدا محوری
خطیب در عرصه خطابه دینی باید خدا محور باشد و رسالت خود را نیز دعوت به خدا بداند. هم حادثه عاشورا را یک حادثه توحیدی بداند و تحلیل کند و تصویری ارائه نکند که به تعبیر شهید مطهری باعث شرک در ربوبیت و توهین به ساحت پاک آن حضرت باشد.
و هم خودش توحید محور باشد. قرآن کریم می‌فرماید: کسانی که پیام‌های الهی را ابلاغ می‌کنند و از او می‌ترسند و از هیچ کسی جز او پروا ندارند.
در تاریخ کربلا هم مشاهده می‌کنیم که امام سجاد در مواجهه با خطیب اموی به آسیب‌شناسی پرداخت. وقتی یزید به خطیب دربار دستور می‌دهد که به مدح خلیفه و مذمت اهل بیت بپردازد خطیبی که زمام افکار عموم به دست اوست، به ناحق رضایت خلق را بر رضایت خالق مقدم می‌کند. منشأ انحراف در تفکر جامعه و مسیر حرکت آن می‌شود. لذا حضرت سجاد بر او نهیب می زند و می فرماید «اشتریت مرضاة المخلوق بسخط الخالق»5
نکته جالب توجه این که حضرت سجاد حتی اسم منبر را هم نیاورد و از آن به چوب تعبیر کردند چون منبری که پایگاه دعوت به حق نشود و در مسیر باطل از آن استفاده شود چوب است.
نکته دوم: خطابه باید ضمن اینکه به زبان مردم و به اصطلاح قرآن به «لسان قوم» باشد باید از استحکام و اتقان برخوردار باشد. خطیب هم باید به لسان قوم سخن بگوید و هم این که به «ارتقای مخاطب» بیاندیشد. تعمیق معرفت و تصحیح افکار و عقاید و اخلاق مردم و مخاطبین را نیز مد نظر داشته باشد.
قرآن به قول میسور و لسان قوم و بلاغ مبین اشاره دارد. طرح برخی مطالب تخصصی عرفانی و فلسفی شاید در برخی محافل عامیانه مشکل‌ساز باشد و ایجاد شبهه بکند.
لذا طبق روایت حضرت صادق فرمود: هر کس سری از اسرار ما را فاش کند مثل کسی است که ما را عمداً کشته است.
نکته دیگر قول سدید است. مطالبی که در عرصه خطابه گفته می شود باید به لحاظ علمی مستدل و مستند باشد. مطالب خرافی و عامیانه مطرح نشود و به آنها دامن نزنیم. مرحوم شهید مطهری یکی از علل گرایش به مادیگری را دفاع بد از دین می داند. از امام حسین علیه السلام و منطق او باید صحیح دفاع و ترویج کرد. جامعه امروز جامعه علمی و تحصیل کرده است لذا این مطلب نیز باید مد نظر قرار بگیرد.
نکته سوم: قرآن، پیامبر را هم مبشر و هم منذر می‌داند، مبلغ هم باید انذار داشته باشد و هم تبشیر نه مردم را مأیوس کند و نه این که آنها را متجری بر گناه بسازد، محبت اهل بیت علیهم السلام و مسأله شفاعت و ... در کنار وظیفه شناسی و عمل به وظیفه و حساب و کتاب مطرح شود. یک سویه و یک جانبه نگر نباشیم. به هر حال مردم را با «خوف و رجا» تربیت کنیم. مبلغ واقعی کسی است که مردم را گرفتار «یأس من روح الله» و «امن من مکر الله» نسازد.
پیامبر اکرم وقتی معاذ را برای دعوت و تبلیغ مردم به یمن فرستاد به او همین توصیه‌ها را داشت و به تعبیر شهید مطهری پیامبر نفرمود: بشّر و لاتنذر بلکه فرمود بشّر و لا تنفّر یعنی ایجاد نفرت نکن. مطالب را طوری تقریر نکنی که باعث نفرت جامعه از اسلام و محتویات آن بشود. این نکته بزرگی است که مبلغ باید بر تبشیر و انذار تکیه کند.
نکته چهارم: عالم بزمانه باشد، ‌علمای دین باید نقش مرزبانان را ایفا کنند. آسیب‌ها و شبهه‌ها را بشناسند و از همان مسیری که نهضت تهدید می‌شود، دفاع کنند. برخی شبهات و مطالب دورانش سپری شده است. امروز شبهات جدیدی به نهضت امام حسین علیه السلام وارد می‌شود، مسئولین رسانه و منبرداران باید به آسیب‌های مدرن توجه جدی داشته باشند. نیاز جامعه علمی را بدانند و اگر امروزحادثه عاشورا را مطابق با فرهنگ لیبرال غربی و یا اومانیستی از سوی برخی، بازخوانی و تفسیر می‌شود و تحریف در ساحت نرم‌افزاری عاشورا وارد شده است. یک خطیب امروزی در عصر ارتباطات که آسیب‌ها و شبهات جدی و جدیدی نسل امروز را نسبت به حادثه عظیم عاشورا مواجه می‌کند، باید با رصد به موقع و بیان آن، مرزبان کیان عقیدتی و فرهنگی جوانان و نسل امروز باشد.
نکته پنجم: خیرخواهی و نصیحت مخاطب، ملاطفت با جوانان و نرمی با آنها نیز لازم است.
قرآن در ابلاغ پیام حتی نسبت به فرعون به حضرت موسی دستور می‌دهد که «فقولا له قولا لیناً» به تعبیر مرحوم علامه طباطبایی ملایمت و عطوفت و پرهیز از خشونت جزء مهمترین آداب تبلیغ است.6
یا از قول پیامبران می‌فرماید: «ابلغکم رسالات ربی و انصح لکم» مسأله دلسوزی و خیرخواهی مخاطب در اثرآفرینی خطابه، نقش جدی دارد.
دیگر آن که در خطابه‌های مذهبی انگیزه و هدف نباید اقتصاد باشد. پیامبران الهی می‌گفتند (یا قوم لا أسألکم علیه اجراً)
حضرتعالی پیوند عاشورا با انقلاب اسلامی ایران را چگونه تحلیل می‌فرمایید؟
امام حسین علیه السلام خود به جریان عدالت و ظلم‌ستیزی جان تازه‌ای بخشید فلذا حرکت آن حضرت، الگوی ظلم‌ستیزی در طول این قرن‌ها شده است به گونه‌ای که غیر شیعیان نیز از حرکت آن حضرت الگو گرفته‌اند، مجالس حسینی نیز کانون جوشش و خیزش مردمی در مقابل جریان طاغوتی حکومت‌ها بوده است. استفاده بهینه حضرت امام از این مجالس توانست از «اشک»، «خون» بسازد و کاخ ستم را ویران نماید. انقلاب ما با عاشورا شکل گرفت. حضرت امام می‌فرمود: محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته است. لذا مجالس سید الشهدا علیه السلام همانگونه که در ایجاد انقلاب نقش داشت اگر به خوبی اداره شود در بقا و بالندگی انقلاب اسلامی و الگو شدن آن برای ملت‌های دیگر نیز نقش آفرین خواهد بود. این مجالس باید به کانون‌های فکری و مراکز رشد و بالندگی معرفتی و بصیرتی و اخلاقی تبدیل شوند. احیای عنصر امر به معروف و نهی از منکر که علت شکل‌گیری نهضت عاشورا بود علت شکل گیری انقلاب اسلامی نیز هست لذا استفاده از این محور‌ها و غفلت نکردن از آن در تدوام نهضت نقش دارد.
تحلیل جنابعالی از نقش و رسالت زنان در برابر نهضت عاشورا چیست؟
ااگر رمز پیدایش نهضت حسینی با عنصر «شهادت» بود، استمرار و پایایی نهضت با «اسارات» اهل بیت بوده که زنان نقش جدی را ایفا کردند. این که امام حسین علیه السلام همراه خود خانواده‌اش را به سفر می‌برد حساب شده بود و به تعبیر شهید مطهری اهل بیت را طفیلی همراه خود نکرده. به این جهت برده که رسالتی در این سفر انجام دهد.
لذا زن در نهضت عاشورا یک نقش آفرین موثر در حرکت‌های اصلاحی اجتماعی است. تربیت زن به عنوان یک انسان که می‌تواند به قله‌های کمال برسد نه آن که دست آویز و در خدمت شهوات و امیال مردان باشد. نگاه اسلام و مکتب سید الشهدا علیه السلام به زن این است که می‌تواند خود یک مجاهد نستوه مثل زینب باشد و نیز «مادر شهید» و «حافظ پیام شهید» و«پاسدار حقیقت» باشد زنان زیادی در جریان نهضت حسینی نقش داشته‌اند و نهضت حسینی نیز زنان زیادی در تاریخ پرورش داده است و در انقلاب اسلامی ایران نیز اینگونه بوده است. مکتب عاشورا می‌آموزد که یک زن چگونه «مدیر خانه» باشد و به تربیت نسل بعدی بپردازد و و گاه وظیفه در صحنه‌های حساس اجتماعی با رعایت تمام موازین شرعی به ارشاد و هدایت و نقش آفرینی بپردازد.
اگر افلاطون و سقراط بوده‌اند حکیم
بزرگ بود پرستار خردی ایشان
چه پهلوان و چه سالک چه زاهد و چه فقیه
شوند یکسره شاگرد این دبیرستان
همیشه دختر امروز مادر فرداست
ز مادر است مسیر بزرگی پسران
دفاع حضرت زینب از امام سجاد علیه السلام و خطبه ایشان در کوفه و شام ، حضور ام کلثوم در این نهضت و دفاع از امامت الگویی است برای زنان امروز. جهان امروز نیازمند ارائه یک الگو برای جامعه بانوان است، الگوی عاشورایی، الگوی بالندگی و زندگی و رشد و تعالی است.

 

پی نوشت ها:
1 .وسائل ج14، ص502
2 .وسائل، ج10، ص398
3  .بحار ،ج44،ص 288
4 .صحیفه نور، ج16، ص348
5 .بحار، ج45، ص137
6 .المیزان، ج14، ص154

 

نام:
ایمیل:
* نظر: